نقد و بررسی الهیات استعاری مک‏فیگ و مبانی معرفتی آن

نویسندگان

1 استادیار گروه فلسفه، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان.

doi
0799
چکیده

مک‏فیگ، فیلسوف و دین­پژوه که نظریاتش درباره استعاره­های دینی تأثیر بسیاری بر اندیشمندان معاصر گذاشته است، همچون بسیاری زبان­شناسان معاصر، استعاره را نه فقط ابزار زبان، بلکه ویژگی اندیشه انسان و برای ادراک امور ناشناخته، اجتناب­ناپذیر می­انگارد. او از سیطره آنها بر حوزه دین سخن می­گوید و الهیات را شبکه­ای از استعاره‏های مختلف می­داند که حول محور ‌مدل‌ها با هم تلفیق شده‌اند. در این راستا، وی با ردّ صریح عین­گرایی، برای ارزیابی باورها، تمایل به پراگماتیسم و ارزش­سنجی بر اساس فایده و نتیجه دارد و با این مبنا به نقد استعاره­های مسیحیت می­پردازد و بسیاری از آنها را در دنیای معاصر فاقد کارکرد می­یابد. بنابراین به تغییر استعاره­های سنتی و جایگزین‌سازی آنها با استعاره‌های متناسب دغدغه­های امروز و البته در محدوده پارادایم مسیحیت رأی می­دهد. در نگاه وی، تجویز ‌مدل‌ها و استعاره­های دینی، بدون توجه به پارادایم و سنت حاکم بر آن دین موفق نخواهد بود. بنابراین می­کوشد در محدوده پارادایم مسیحی و متناسب با آموزه­ها، ‌مدل‌ها و استعاره­های جدیدی را جایگزین ‌مدل‌های سنتی نماید. او نظام منسجمی از استعاره­ها را برای الهیات به ترسیم می­کند که هرچند از جهات بسیاری شایان اهمیت است، نمی‌توان آثار معرفت­شناختی گسترده آن را بر دین و دین­باوری نادیده گرفت. نظریه الهیات استعاری و تجویزی‌انگاری استعاره‎ها، بر مبنای رد عین‌گرایی است که عملاً منجر به شکاکیت گسترده و حذف ایمان یقینی می­شود و احساسات و اعمال دینی را نیز تحت‌الشعاع قرار می­دهد. نگاه پراگماتیک به دین نیز منجر به تحویلی نگری می­گردد که در آثار مک‏فیگ نیز با آنها مواجهیم.