تأملی در امکان یا امتناع «هنر ارزشی»
نویسندگان
1 عضو گروه ادبیات اندیشه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
doi
0899چکیده
بحث از هنر ارزشی و غیر ارزشی، مقولهای پردامنه و دیرپا در فلسفه هنر، مطالعات فرهنگی و علم الاجتماع است و ناخواسته صحبت از نسبت فرم و معنا، چیستی امر زیبا و زیباشناسی هنر، نسبت هنر، ایدئولوژی و دین را به میان میکشد. ظهور ایده «هنر برای هنر» در قرن نوزدهم که ریشه در زیباییشناسی کانت داشت، آغاز مواجههای نو با «هنر متعهد به ارزش» یا «هنر ارزشی» بود و اساس سنت هنری گذشتگان را به نقد میکشید. در این مقاله پس از تعریف و تدقیق مفاهیم اولیه و بررسی پیشینه تاریخی مسئله، به زمینههای معرفتی و غیر معرفتی شکلگیری ایده «هنر برای هنر» اشاره کرده و امکان و بایستگی تعهد یا عدم تعهد هنر به ارزش را در سه ساحت تحققی و تاریخی، نظری و فلسفی، و مطالعه ذیل گفتمان دینی مورد بررسی قرار دادهایم. در نتیجه با ارائه ادله و بررسی مدعیات مشخص شد که نهتنها وجود هنر ارزشی به لحاظ امکان و تحقق غیرقابل انکار است و در گفتمان دینی نیز تنها این سنخ از آفرینش هنر به رسمیت شناخته شدهاست، بلکه خلق اثری که تماماً ملتزم به ایده هنر برای هنر باشد، ممکن نیست و هنر ناگزیر از تعلق به ارزش- به معنای جامعهشناختی آن- است. در بخش پایانی مقاله نیز پس از اثبات امکان هنر ارزشی، نظر دین در باب ارزشمندی ذاتی هنر بازگویی شده است.