اهمیت رویکرد وجودی در فهمِ متونِ دینی با تأکید بر گزارههای توحیدی
نویسندگان
1 دانش آموختهی دکتری علوم و معارف نهجالبلاغه دانشگاه دارالحدیث
2 دانشیار گروه معرفت شناسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
doi
0198چکیده
ارتباط دوطرفه خدای متعال و بندگان در متون دینی از جمله قرآن و نهجالبلاغه به شکل پربسامد و پردامنه مطرح شده است. دو حالت برای ارتباط بین بنده و پروردگار متصور است. در حالت اول این ارتباط را میتوان ارتباط وجودی خواند؛ یعنی ارتباط مستقیم با خود خدا نه با صورت ذهنی که از خدا داریم. در حالت دوم این ارتباط شکل غیر وجودی دارد؛ یعنی خدای متعال در کانون مستقیم توجه فرد نیست، بلکه با مفهوم انتزاعی و ذهنی از خدا مواجه هستیم. در متون توحیدی قرآن و نهجالبلاغه غلبه با نگاه وجودی است؛ یعنی ارتباط انسان و خدا بهجز وجه نظری از ابعاد عاطفی، کششی، گرایشی نیز برخوردار است؛ اما اهتمام مفسران و شارحان متون دینی به بعد عقلی محض و ترجیح آن بر وجوه عاطفی انسان، تفاسیر و شروح را از مفاهیم وجودی که متمرکز بر بعد غیر ذهنی و عاطفی انسان است، محروم میکند. البته با تمایز این دو وجه (ذهن و قلب) و بزرگنمایی تفاوت آنها نباید تقابل آن دو را نتیجه گرفت؛ ولی رجحان بخشی افراطی به وجوه نظری متون دینی و استفاده پرغلظت از زبان نظری محض و ضریبدادن تصاعدی به ادبیات غیر وجودی میتواند دین را از مدار ارتباطگیری عامه پیروان دین خارج کند. در این مقاله با بهکارگیری روشهای مفهومسازی، معناشناسی، توجه به سیاق و با استناد به قرآن و نهجالبلاغه رویکرد وجودی و متافیزیکی به دین تفکیک شده، اهمیت رویکرد وجودی در فهم متون دینی را تبیین نمودهایم.