جدال یأس و امید در ویران‌شهر "نیما یوشیج" و "بدرشاکر السیاب" با تکیه بر دو سروده «سوی شهر خاموش» و «مدینة بلا مطر»

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.22059/jor.2021.311431.2061
چکیده

ویران­شهر، جامعه­ای خیالی است که در آن هرج و مرج به نهایت خود رسیده و امید چندانی به بهبودی آن نیست. نیمایوشیج و بدر­شاکر السیاب دو شاعر پرآوازه­ی معاصر فارسی و عربی، در پی اعتراض به اوضاع نابسامان جامعه و تلاش در بهبود امور، ویران­شهری را در قصائد خود با نام «سوی شهر خاموش» و «مدینة بلامطر» ترسیم می­کنند. این جستار با بررسی جلوه­های یأس و امید در کلام دو شاعر به روش توصیفی تحلیلی در پی پاسخ به پرسش ذیل است: عوامل اصلی پیدایش فضای ویران­شهر در کلام دو شاعر چیست و در جدال یأس و امید، پیروزی نهایی با کیست؟ نگارنده بر این باور است که هر دو شاعر با به تصویر کشیدن فضای جامعه و نشان دادن عوامل اصلی پیدایش ویران­شهر که همانا ظلم و فساد حاکمان و سکوت و سرخوردگی مردم جامعه است سعی در اصلاح و بیداری ملت داشته­اند. در جدال یأس و امید، پیروزی نهایی با امید است و هر دو شاعر چشم انتظار تغییر و انقلابی عظیم در جامعه هستند.