خوانش پدیدارشناسانه دلالتهای معنایی مکان در نسبت معماری و سینما (موردپژوهی: فیلم «طعم گیلاس» اثر عباس کیارستمی)
نویسندگان
doi
10.71484/lsj.2024.1121240چکیده
مطالعه فضای معماری در سینما امکان بررسی مکان را فراتر از نقش کالبدی آن در سطوح متعدد اجتماعی، فرهنگی، فلسفی و روانشناسانه فراهم آورده است. موضوعی که در این بستر مطالعاتی حائز اهمیت است، پرداختن به ارتباط شخصیتها بهمثابه کاربران فضا و مضمون فیلم با مکان است که میتواند ابعاد و ویژگیهای مختلف مکان را در نسبت با درونمایه اثر، واکنش کاراکترها و تجارب ادراکی آنان آزماید و دلالتهای معنایی مکان را از طریق خوانش موضوع فیلم و ارتباط سوژه با مکان نتیجه گیرد. پژوهش در نظر دارد تا در همین رابطه دلالتهای معنایی مکان را در فیلم «طعم گیلاس» عباس کیارستمی در ارتباط با مضمون فیلم و شخصیت اصلی اثر بررسی کند. فرض بر این است که معنای مکان در فیلم «طعم گیلاس» در قرابت با مضمون فیلم و درونیات کاراکتر قرار دارد و از کارکردی دوگانه در بازتاب تمایل شخصیت به پیوند با زندگی یا جدایی از آن برخوردار میباشد. بر اساس محتوای نمونه مورد بررسی و مطالعه مکان در ارتباط با کاراکتر، چارچوب نظری پژوهش بر پایه دیدگاه پدیدارشناسانه مارتین هایدگر بنا شده و در روش تحقیق نیز بهدلیل لزوم تفسیرهای معنایی و همچنین تمرکز بر ارتباط شخصیت با مکان و تجربه آن به روش پدیدارشناسی عمل شده است. نتیجه پژوهش بیانگر آن است که ویژگیهای کالبدی، محیطی، عملکردی و روایی مکان در فیلم «طعم گیلاس» تمهیدی برای بازتاب درونیات کاراکتر و مضمون فیلم میباشند که میتوانند از یک سو به جدایی شخصیت از زندگی و بیاعتبار شدن و بیمعنایی جهان برای او صورت عینی ببخشند و از سوی دیگر تردید در تصمیم به نابودی و حتی تغییر نگرش او به بازگشت به زندگی، معنادار کردن جهان برای خویشتن و تمایل به ارتباط با محیط پیرامون و دیگران را در ساختار مکان ادراکپذیر سازند و اینگونه در قرابت با محتوای دوگانه اثر در جدال میان مرگ و زندگی مشارکتی اثرگذار داشته باشند.