بررسی تأثیر سواد رسانهای بر مصرف ذهنی کالاهای فرهنگی زنان 15-39 سال (مطالعة موردی شهر شهرکُرد) نوشتة اصغر محمدی مهری فاضلیان دهکُردی
نویسندگان
doi
چکیده
مصرف کلیه کالاها از جملۀ کالاهای فرهنگی در چند دهۀ اخیر به یک پدیدۀ فراگیر تبدیل شدهاست؛ بر همین اساس این پژوهش به بررسی تأثیر سواد رسانهای بر مصرف ذهنی کالاهای فرهنگی ” مطالعه موردی زنان 15-39 سال شهر شهرکُرد“ پرداختهاست. روش مطالعه در این تحقیق روش پیمایشی است که در آن جمـعآوری اطلاعـات بـا استفاده از ابزار پرسشنامه (محقق ساخته ) است؛ جامعة آماری شامل کلیه زنان 15-39 سال شهر شهرکُرد ( نفر39596) است که با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه تعداد 380 نفر تعیین و هر یک از نمونهها با توجه به روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای (سیستماتیک) مشخص شدند. سواد رسانهای بهعنوان یک متغیر مستقل واسط (وابسته درونی) در تعامل دوسویه با استفاده از رسانه و نحوه تأثیرگذاری رسانههاست؛ رسانههای جمعی، شبکههای اجتماعی و سواد رسانهای، متغیرهایی با تأثیر متقابل بر یکدیگرند. همانطور که مصرف کالاهای فرهنگی وابسته به میزان سواد رسانهای زنان است، سواد رسانهای بهعنوان متغیر مستقل واسط بر میزان مصرف کالاهای فرهنگی زنان (متغیر وابسته) تأثیرگذار است. برمبنای سه سطح مصرف (انگیزه، عادت، رفتار) و مصرف کالاهای فرهنگی بر مبنای سه سطح بررسی شده (میزان و نوع وگرایش به مصرف) زنان دارای سطوح بالای سواد رسانهای، نسبت به زنانی که از سطوح سواد رسانهای کمتری برخوردارند بنا بر سطح سوادرسانهایشان انگیزة خرید و مصرف کالاهای فرهنگی بیشتری در آنها ایجاد شدهاست. و انگیزه مصرف در زنان منجر به رفتار مصرف و گرایش و تنوع در مصرف کالاهای فرهنگی و تکرار در اعمال مصرف، منجر به ایجاد عادت در مصرف کالاهای فرهنگی آنها میشود