فهم «در انتظار گودو» از منظری روانکاوانه
نویسندگان
1 استادیار گروه مطالعات فرهنگی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه علم و فرهنگ تهران
2 دانشآموختۀ دکتری جامعهشناسی، دانشگاه یاسوج
doi
10.22059/jor.2019.282293.1852چکیده
مقالهی حاضر با توسل به میراث فکری فروید و لاکان خاصه آنگونه که اسلاوی ژیژک، فیلسوف و روانکاو معاصر، آن را پرورانده است، به برسی اجمالی از اثر در انتظارگودو ساموئل بکت میپردازد. ژیژک بر مبنای مفهوم" شی" یا همان "چیز" لاکان، تقسیمبندی خاصی از مدرنیسم و پستمدرنیسم ارائه میکند و بر مبنای همین تقسیمبندی مدعی است که نمایشنامهی در انتظار گودو در زمرهی آثار مدرنیستی است. اما ما با شرح و توضیح برخی از خود منظومه مفاهیم ژیژک و با مبنا قرار دادن تقسیمبندی او، داعیهی او را به چالش میکشیم و تا حدی نشان میدهیم که در انتظار گودو اثری پستمدرنیستی است. از این حیث مقالهی حاضر سر آن ندارد که به برسی خیل عظیم آثاری بپردازد که پیرامون در انتظار گودو وجود دارند، بلکه این مقاله بیشتر نوعی توضیح مفاهیم فلسفی-روانکاوانهی ژیژک، و یا به تعبیر دقیق، نوعی دیالوگ و درگیری فکری با این فیلسوف و روانکاو معاصر است. به همین خاطر، آنچه به عنوان نتیجهگیری نیز بیان میکند بیشتر به نوعی پرسش یا چالش شباهت دارد تا نوعی نتیجهگیری قطعی. با اتخاذ چنین استراتژی است که مقاله حاضر بیان میدارد که گودو نامی برای یک "جیغ خاموش" است؛ چرا که گودو نامی برای عدم بیش نیست، گودو نام غیبتی محوری است؛ جیغ خاموشی که در گلوگیرکرده است و شاید به تعبیری که همسو با روح آثار بکت باشد، این جیغ خاموش همان "سکوت" است.