مفهوم انسان کامل معصوم در پرتو تفکّر نوصدرایی (با تأکید بر آرای شهید مطهری و استاد جوادی آملی)
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری فلسفه، پردیس فارابی دانشگاه تهران
2 دانشیار گروه فلسفه، پردیس فارابی دانشگاه تهران
doi
0697چکیده
نظام حکمت صدرایی با روششناسی خاص فلسفی، زمینه ساز طرح بسیاری از مباحث کلامی و عرفانی بعد از خود بوده است. از جمله، مباحث مربوط به «انسان کامل» که طرح آن در کتب عرفانی گسترش یافت. این امر با بکارگیری و جعل اصطلاح «انسان کامل» توسّط ابن عربی آغاز شد. پس از آن ملاصدرا در آثار مهمّ خود، جهات گوناگونی از شئون «انسان کامل» بهویژه انسان کامل معصوم را مطرح کرده است. شارحان فلسفۀ صدرایی نیز کموبیش به این مباحث توجّه داشته اند. از این میان، شهید مطهری و آیت الله جوادی آملی هر کدام با رویکردی متفاوت، تحقیقات زیادی در این باره انجام دادهاند. مقالۀ پیش رو درصدد تبیین آرای این دو اندیشمند، دربارۀ وجه مفهومی اصطلاح «انسان کامل» است. این مطالعۀ تطبیقی در سه بخش «پیشینۀ کاربرد اصطلاح»، «تعریفها» و «انسان کامل معصوم» انجام شده است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که شهید مطهری به پیشینۀ اصطلاح «انسان کامل» توجّه بیشتری داشته و تعریف غیر نقلی خویش از این مفهوم را بر مباحث قوّه و فعل فلسفی استوار کرده است؛ اما آیتالله جوادی آملی به محتوای اصطلاح، بیش از پیشینۀ آن عنایت داشته و تعاریف غیر نقلی خویش را بر مبانی نظری و سلوک عرفانی، بنا نهاده است. در آثار شهید مطهری در مقام تمایز انسان کامل معصوم از غیر معصوم، جنبۀ کلامی غالب شده و از این رو طرح روشمندی برای تبیین جایگاه تکوینی انسان کامل معصوم مشاهده نمیشود؛ اما در مقابل جوادی آملی بهنحو روشمند، مفاهیم عرفانی را در مسیر تبیین مقامات موهوبی و ولایت تکوینی امامان معصوم و انسان کامل به خدمت گرفته است.