ارزیابی دگرگونیهای دیجیتال بر برنامهریزی راهبردی در شرکتهای دانشبنیان استان خوزستان
نویسندگان
doi
10.22034/mr.2025.17529.5977چکیده
در عصر دیجیتال، رویکردهای سنتی برنامهریزی راهبردی کارایی خود را از دست داده است. این پژوهش با هدف پر کردن شکاف تحقیقاتی موجود، به مدلسازی کمی تأثیر دگرگونی دیجیتال بر برنامهریزی راهبردی در بستر خاص و مهم شرکتهای دانشبنیان استان خوزستان میپردازد. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-همبستگی است. دادهها از طریق یک پرسشنامه استاندارد و محققساخته از نمونهای شامل ۲۰۰ نفر از مدیران و کارشناسان شرکتهای دانشبنیان گردآوری شد که به روش خوشهای انتخاب شدند. روایی و پایایی پرسشنامه از طریق تحلیل عاملی تأییدی ارزیابی شد و فرضیه پژوهش با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزئی ( PLS-SEM) مورد آزمون قرار گرفت. نتایج تحلیل دادهها نشان داد که دگرگونی دیجیتال تأثیر مثبت، مستقیم و بسیار قوی بر برنامهریزی راهبردی دارد (0.712 , β= 17.173 t= ). مدل پژوهش توانست ۵۰/۵ درصد از واریانس متغیر برنامهریزی راهبردی را تبیین کند (0.505 R²= ) که نشاندهنده قدرت تبیینکنندگی قابلتوجه است. تحلیل ابعاد نشان داد بُعد انسانی و فرهنگی دگرگونی دیجیتال، بیشترین تأثیر را دارد. نوآوری اصلی این پژوهش، ارائه یک مدل کمی معتبر و تأکید بر نقش محوری سرمایه انسانی در مقایسه با ابعاد صرفاً فناورانه است. یافتهها نشان میدهد که موفقیت استراتژیک شرکتهای دانشبنیان در عصر دیجیتال، بیش از آنکه به خرید فناوری وابسته باشد به توانمندسازی کارکنان و ایجاد فرهنگ دیجیتال بستگی دارد. این نتایج، بینشهای کاربردی ارزشمندی را برای مدیران این شرکتها جهت اولویتبندی سرمایهگذاریهای خود در مسیر دگرگونی دیجیتال فراهم میآورد.