امکانسنجی توسعه همکاریو تجارت ایران با کشورهای شورای همکاری خلیجفارس: مورد صنایعکارخانهای
نویسندگان
doi
10.22034/mr.2025.17305.5927چکیده
منطقه غرب آسیا از مناطقی است که توسعه صنعتی درونزای متقابل و درهم تنیده حتی در بین دو اقتصاد بزرگ منطقه – ایرانو عربستان- شکل نگرفته است. این مقاله در چارچوب همپیوندیها و یکپارچگی اقتصادی بهمنظور ارزیابی امکانسنجی همکاری سرمایهگذاری و توسعه تجارت درونمنطقهای ایران و 6 عضو شورای همکاری خلیج فارس به مطالعه صنعت ساخت از شاخصها و سنجههای مربوط به ساختار رقابت یعنی «نسبتهای تمرکز» و «شاخص هرفیندال-هریشمن» و توسعه همکاری و تجارت یعنی «شاخصهای مزیت و تخصصگرایی» و «شاخصهای عملکرد» طی دوره 2021-2000 میپردازد. مطالعه تحولات ساختار تولید جهانی بیستودو صنعت طی دو دهه گذشته، گویای آن است که ساختار تولید جهانی بسیاری صنایع (16 صنعت) ازجمله صنایع با فناوری پایین، کاربر و منبعمحور انحصاریتر شده است و رقابتی تنگاتنگ با محوریت ایالات متحده و چین در جریان است. همچنین از مطالعه سهم، رتبه و جایگاه ایران و اعضای شورا در ساختار تولید جهانی صنایع میتوان نتیجه گرفت که این کشورها طی دوره، در صنایع منبعمحور ازجمله پالایشگاهها و محصولات شیمیایی بازیگران اثرگذاری بودهاند . از مهمترین دلایل عدم امکان تعمیق همکاری سرمایهگذاری صنعتی و توسعه تجارت ایران با این کشورها، سطح نازل توسعه صنعتی و ساختار تجاری ضعیف آنها است و در این شرایط، امکان توسعه صنعتی درونزا و پویای چشمگیر میسر نیست. هماینک از طیف صنایع بیستودو گانه و 6 عضو شورا، عربستان در نیمی از این صنایع از امکان، ظرفیت، تنوع و گستره تولیدات برخوردار بوده و در اولویت نخست تعمیق همکاری و توسعه تجارت صنعتی با ایران قرار دارد. توسعه تجارت درون و فرامنطقهای ایران در نگرشی کلی نیازمند پیشنیازهایی است: نخست، اصلاحات سیاستی کلان برای ثبات محیط اقتصاد کلان با محوریت توسعه پایدار و فراگیر و کاهش ریسکها با محوریت تورم و کنترل تکانهها؛ دوم، اصلاحات سیاست تجاری ایران با هدفگذاری برچیدن موانع تجاری غیرتعرفهای و ثباتبخشی توأم با منطقیسازی تعرفهها؛ سوم، شناسایی شرکای تجاری طبیعی درون و فرامنطقهای ایران و چشمانداز توسعه تجارت پایدار فراگیر؛ چهارم، تحولات ساختاری در تجارت با هدف ارتقای مزیت نسبی و دستیابی به مزیتهای رقابتی.