تبلور حق مشارکت سازمانهای مردمنهاد با محوریت تمرکززدایی در راستای حفاظت از محیط زیست در نظام حقوقی ایران
نویسندگان
doi
10.22034/mr.2025.17391.5932چکیده
امروزه یکی از دغدغههای اساسی جامعه جهانی بحث حفاظت از محیط زیست است که گسترش علم و فناوری و به تبع آن صنعت، با وجود اعطای آسایش و رفاه برای انسانها؛ آلودگی، آسیب و بحران در محیط زیست را به همراه داشته است. محیطی که بهمثابه بستر حیات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، لازمه تداوم حیات هر انسان است که باید در آن بهنحوی مناسب، ایمن، عاری از بیماری و آلودگی زیست کند. افزایش ناپایداری و تهدیدهای زیستمحیطی، بشر را ناگزیر کرده که برای استمرار حیات خویش چارهاندیشی کند. در حال حاضر شیوههای متعددی برای رویارویی با بحرانهای محیط زیست و بهبود وضعیت، مطرح میشود که در این میان تمرکززدایی با بهرهگیری از ظرفیت سازمانهای مردمنهاد زیستمحیطی رویکردی است کمهزینه، فراگیر و با مقبولیت اجتماعی بالا که میتواند با حمایتهای گسترده دولت، بستری مناسب برای حفاظت از محیط زیست کشور قلمداد شود. در نظام حقوقی ایران، نقش این سازمانها بهعنوان نهادهای محلی انکارناپذیر است و باید بستر مناسبی برای مشارکت فعالانه این بازیگران در دادخواهی زیستمحیطی فراهم شود. در این مقاله با روش توصیفی – تحلیلی بر این امر متمرکز میشود که با تکیه بر تمرکززدایی و مدیریت مشارکتی، ضمن بررسی ظرفیتهای قانونی که در قالب «تکلیف عمومی»، نقش بازیگران غیردولتی در قانون اساسی مطرح شده است؛ درصورتیکه شهروندان و سمنها از وقوع تخلفات زیستمحیطی متضرر شوند، آیا میتوانند در محاکم قضایی دادخواهی کنند یا خیر؟ مهمترین یافته این پژوهش، ابتنای نظام حقهای زیستمحیطی بر دمکراسی محلی مشارکتی است. ازاینرو، با توسل به راهکار تمرکززدایی میتوان از مشارکت همگانی در قالب استفاده از سمنها و نهادهای اجتماعی دیگر بهرهمند شد و با توسل به شیوههایی ازقبیل امر به معروف، مراجع قضایی و شیوههای ارجاع به محاکم کیفری استفاده کرد تا به اهداف مطلوب رسید و از جهات گوناگون به اصول و پایههای دمکراسی محلی مشارکتی در حفاظت از محیط زیست دست یافت.