الگوی اجراییِ تحولات نظام اداری با رویکرد موازنه قدرت نرم
نویسندگان
doi
10.22034/mr.2024.5687.5369چکیده
امروزه سیاست های استعماری و استثماری بر کنترل افکار و اذهان عمومی متمرکز است؛ بهحدی که از توانایی کنترل اذهان عمومی به عنوان منبع نرم قدرت یاد می شود. بر همین اساس در هر حاکمیتی، خنثیسازی تلقینات و تأثیرات ذهنی القایی دشمنان، از مهم ترین اهداف تقابلی در جنگ های شناختی است و ازآنجا که تثبیت یا تغییر ذهنیت مردم تابع تجربه آنان از کیفیت اداره امور عمومی است ، نظام اداری نمادی عینی از تعهد و توانمندی یک حکومت شناخته می شود. بنابراین، هدف از انجام این پژوهش با تحلیل کیفیت ادراک شده نظام اداری مردم، نقاط عطف و بسترهای مؤثر بر ذهنیت مردم برای ارائه الگوهایی مؤثر در تحولات اداری، شناسایی میشود. پژوهش حاضر که به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده برای شناسایی عوامل مؤثر بر کیفیت ادراک شده نظام اداری و ریشهیابی علت آنها، با مرور نظاممند اطلاعات اسنادی و ترسیم شبکه ارتباطی پژوهش های مرتبط علمی در نرم افزار VOS viewer انجام شده است. نتایج نشان می دهد قوانین و مقررات مربوط به سیاست های نظارتی اثر سلبی و انفعالی در تحقق نظارت اثربخش دارد ؛ همچنین یافته ها حاکی از آن است که مردمی سازی و تحولات فناورانه مشارکتمحور در سیاست های نظارتی اداری موجب حذف عامل ریشه ای نارضایتی ها و ارتقای اعتماد عمومی می شود.