آسیبشناسی رابطه عمودی دولت و ذینفعان در مدیریت منابع آب
نویسندگان
doi
10.22034/mr.2023.5539.5270چکیده
اجرای هر سیاستی نیازمند ابزار و وسایلی است که باید در خود سیاست پیشبینی شود تا در عمل با مشکل خاصی مواجه نشود. بررسی علت شکست سیاستهای مدیریت منابع آب، مستلزم شناخت روند قانونگذاری است، بنابراین این سؤال مطرح میشود که آیا روند قانونگذاری همواره بهسوی اجباری کردن سیاستها بوده است؟ برای پاسخ به این سؤال قوانین مدیریت منابع آب با استفاده از رویکرد تحلیل شبکهای تجزیه و تحلیل شدند و درنهایت یافتهها حاکی از آن است که سیاستگذاریهای دولت در راستای مدیریت منابع آب با بهرهگیری از ابزار اجبار بوده است و تمایز بین تکالیف اجباری بار شده بر دولت و وزارت نیرو، تمایز مشخص و استدلال فنی واضحی ندارد. همچنین استفاده از عباراتی از قبیل سازمانها و قوانین مربوط باعث ایجاد ابهام و تفاسیر گوناگون شده است. بنابراین با توجه به ابهام در قوانین و ناکارآمدی سیاستهای اجبار دولت بهتر است تلاش کند که قوانین را با چشمانداز رویکرد همکارانه بازنویسی کند و در فضایی همکارانه، به نوعی اطاعتپذیری شبهداوطلبانه را تشویق کند.