وانهادگی انسان معاصر در غربت غربی و تنهایی او در بلیهای چون کرونا
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
doi
06-96چکیده
مقالۀ حاضر سعی دارد با استفاده از ظرفیت معنایی مفهوم وانهادگی یا واگذاشتگی که برخی فیلسوفان اگزیستانس به کار بردهاند و با اتخاذ رویکردی تبارشناختی به بررسی روند تحول و تکوّن نظام معرفتی و علمی، نظام ارزشی و اخلاقی و موقف معنایی- وجودی انسان معاصر و در امتداد آن فرهنگ و تمدن معاصر غرب بپردازد. این بررسی درنهایت در خدمت تحلیل آسیبشناختی و تشریح وضعیت معنایی- وجودی انسان معاصر در مواجهه با رخداد همهگیری جهانی ویروس کرونا به کار آمده است. بر اساس تحلیل تبارشناختی مورد دلالت این مقاله، وانهادگی به مثابه تقرّر خودبنیاد انسان در عصر جدید و دورۀ معاصر بر پایۀ عقلانیت ابزاری و وضعیتی که او خود آن را برگزیده و تعیّن معرفتی، ارزشی، معنایی و فرهنگی بخشیده، باعث شده است نظام معرفتی و علمی، نظام ارزشی و اخلاقی و وضعیت معنایی- وجودی انسان معاصر و در نهایت صورتبندیهای فرهنگی و تمدنی دورۀ معاصر، از بنیادهای دینی، ایمانی و عقلانی اعم از عقلانیت قیاسی، استعلایی و تاریخی به سوی بنیادهای متأثر از عقلانیت ابزاری و عاطفهگرایی سوق یابند. عقلانیت ابزاری بر اساس رهیافتی فایدهگرایانه و با تکیه بر توافق جمعی، نظر و عمل انسان معاصر را به سوی اهداف عینی، مادی و کالایی جهت داده است. صورتبندی بنیادین فرهنگی و تمدنی دوران معاصر یعنی نظام لیبرال سرمایهداری نیز در همین راستا بوده و به گستره و عمق وانهادگی افزوده است. این روند باعث شده است انسان معاصر در نسبت با بلایای جهانیای چونان کرونا بیش از پیش در معرض نیستانگاری، خشونت و تنهایی باشد.