بررسی و مقایسۀ دیدگاه هابرماس و علامه طباطبایی دربارۀ اختیار با تکیه بر نظریۀ ادراکات اعتباری

نویسندگان

1 استادیار گروه فلسفه اسلامی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران

doi
0495
چکیده

در آثار علامه طباطبایی دو رویکرد متفاوت نسبت به مسئلۀ اختیار ارائه شده است: رویکرد سازگارگرایانه و رویکرد اختیارگرایانه. رویکرد اختیارگرایانۀ علامه طباطبایی دیدگاه ابتکاری اوست که از طریق اعتبار وجوب، به عنوان یکی از اعتبارات قبل از اجتماع، در سطح فردی و شخصی- نه اجتماعی- ترسیم می­گردد. هابرماس نیز در یک رویکرد اختیارگرایانه از طریق جداکردن ساحت علیت در جهان طبیعی از ساحت دلایل در جهان اجتماعی، اختیار انسان را ترسیم می­کند. مقالۀ حاضر در صدد پاسخ به این پرسش­هاست: دیدگاه اختیارگرایانۀ علامه طباطبایی با دیدگاه اختیارگرایانۀ هابرماس چه شباهت­ها و چه تفاوت­هایی دارد؟ هر یک از این دو دیدگاه در مقایسه با دیدگاه دیگر چه مزیت­ها و چه نقاط ضعفی دارد؟ آیا این دیدگاه­ها قابل پذیرش­اند و می­توانند اختیار انسان را تبیین کنند؟ در این مقاله این دو دیدگاه دربارۀ اختیار، با یکدیگر مقایسه و بررسی شده­اند. دیدگاه اختیارگرایانۀ هابرماس از این جهت که اختیار را از طریق یک جهان نمادین و اعتباری- که مشمول قانون علیت و ضرورت علّی نیست- تبیین می­کند، شبیه دیدگاه اختیارگرایانۀ علامه طباطبایی است؛ با این تفاوت که در رویکرد علامه طباطبایی امر اعتباری، یک اعتبار وابسته به شخص اعتبارکننده و از اعتبارات قبل از اجتماع است؛ اما در تقریر هابرماس، امر اعتباری، یک جهان اجتماعی است که مستقل از شخص مستقر است و شخص آن را اعتبار نکرده است. بررسی دیدگاه­ها به این مطلب انجامید که هر دو دیدگاه دچار اشکالاتی هستند و نمی­توانند رویکردی قابل قبول در تبیین مسئلۀ اختیار به شمار آیند.