طراحی الگوی آموزش اخلاق حرفهای برای دانشجومعلمان در دانشگاه فرهنگیان، یک مطالعه کیفی
نویسندگان
1 دانشگاه شهید چمران اهواز
2 دانشگاه علوم پزشکی قم
3 دانشگاه علوم پزشکی قم
4
doi
10.22034/hecs.2023.178417چکیده
هدف پژوهش حاضر واکاوی فرایند آموزش اخلاق حرفهای معلمی در دانشگاه فرهنگیان و طراحی الگوی آن است. به این منظور از راهبرد پژوهش نظریه دادهبنیاد استفاده شد که از دسته پژوهش های کیفی است. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته بوده است. مشارکتکنندگان پژوهش شامل کلیه استادان درس اخلاق حرفهای معلم در دانشگاه فرهنگیان است که از میان آن ها بر اساس ملاک اشباع نظری، با 15 نفر مصاحبه به عمل آمد. دادههای بدست آمده پس از کدگذاری باز، محوری و انتخابی در 10 مقوله اصلی قرار گرفت که که در قالب مدل پارادایمی شامل: شرایط علّی (استاد مناسب، محتوای مناسب)، مقولة کانونی (اثربخشی آموزش اخلاق)، راهبردهای آموزش اخلاق حرفهای (روش تدریس اثربخش، توانمندسازی مداوم)، زمینه (دانشگاه اخلاقی)، شرایط مداخلهگر (تعارض میان آموختهها و میدان عمل، استادان فاقد صلاحیت) و پیامدهای (مثبت و منفی) فرایند آموزش اخلاق حرفهای معلم و روابط بین ابعاد مختلف آن را منعکس می نمایند که با این مقولهها میتوان اخلاق حرفهای را به دانشجومعلمان آموزش داد. در پایان بر مبنای نتایج به دست آمده، پیشنهادهایی برای بهبود فرایند آموزش اخلاق حرفهای معلم در دانشگاه فرهنگیان ارائه شده است.