استنباط مبانی علوم انسانی اسلامی در آثارعلامه جوادی آملی
نویسندگان
1 استادیار جامعه المصطفی العالمیه
doi
0795چکیده
با توجه به چارچوب نظری اندیشه اسلام از منظر استاد علامه جوادی آملی که بر چهار مؤلفه اصلی علل غایی، فاعلی، مادی و صوری مبتنی است، بررسی نسبت (باورها و ارزشهای) فلسفه محض با فلسفه علوم انسانی اسلامی و نیز نسبت فلسفه مضاف اخیر با مجموعه علوم انسانی اسلامی، در تولید علوم انسانی اسلامی دارای اهمیت است. از منظر این اندیشمند، در منظومه یک اندیشه یا دین و یا عینیت، داشتن تبیین، تحریر و تحلیل بهتر از حقیقت هر موضوعی به شناسایی دقیق و تبیین علل چهارگانه آن موضوع عینی یا اعتباری بستگی دارد. مبدأ فاعلی پیدایش گونهگون فلسفههای مضاف به علوم یا امور، نوع نگرش کلی (الهی یا الحادی) فیلسوفان علم، به انسان و جهان میباشد؛ هرچند ممکن است خود عالم به صورت صرفاَ ارتکازی از آن آگاه باشد. علت غایی و بایسته حکمت و نیز فلسفههای مضاف، سعادتمند و نورانیساختن انسان و جامعه بشری در پرتو علم یا امر مضافالیه است. علت صوری فلسفههای مضاف، نگرش فیلسوف علم به هستی، انسان، شناخت، ارزش و دیگرمؤلفههای مؤثر بر چارچوب، مبانی و منطق شناخت علم مضافالیه است. علت و مبدأ مادی در فلسفه مضاف، همان علم مضافالیه است؛ این علم محمل و ظرف عینیت یابی نگرشهای پیشگفته عالم (علت صوری یا نوع صورتبندی آن علم) است. همان صورتبندی یعنی اصول موضوعه و پیشفرضهای پذیرفتهشده توسط آن عالم برای آن علم است که سبب الهی یا الحادیشدن آن علم میشود. بنابراین در این مقاله مبانی خداشناختی، غایتشناختی، هستیشناختی، معرفتشناختی، انسانشناختی، جامعهشناختی، تاریخشناختی و ارزششناختی بررسی میشود و در فرجام آثار و نتایج این دستاوردها بر ارتقای حداکثری غنای علوم انسانی اسلامی و کارآمدی آن، مورد توجه قرار میگیرد. روش این تحقیق، منطق ترکیبی و بایسته فهم دین است که در ضمن مقاله تبیین میشود.