رهیافت هستی ‎شناختیِ متفکران اسلامی در فلسفه فیلم

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه صداو سیما

doi
0895
چکیده

نظریه‎های «شکل‌گرایی» و «واقع‎گرایی» در آرای فیلسوفان هنر و بالتبع آن در آرای دوران کلاسیک «نظریه فیلم» در منازعه ناتمام فیلسوفان «واقع‎گرا» و «ایده‎انگار» در سرآغاز شکل‎گیری مابعدالطبیعه مغرب‏زمین و اقوال و آرای افلاطون و ارسطو تا جدل عقل‎گرایان و تجربه‎گرایان در بدو رنسانس قابل ردیابی است. با عنایت به شکل‏گیری پدیده سینما در آغاز به کار دوربین «لومیر» در ساحت واقع‎گرایی و دوربین «مه‌لیس» در سپهر شکل‌گرایی و تأثیر شگرف هر دو بر پیشرفت و توسعه زبان سینما و وجود نقاط قوت و نکات سازنده در هر دو نظریه به نظر می‎رسد، در عدم امکان خروج از انسداد منازعه باید تردید روا داشت. مدعای این نوشتار بر آن است که این منازعه یک جدلِ «شناختی» است و رهیافت متفکران اسلامی مبنی بر رویکرد «هستی‏شناختی» در ساحت عالم خیال راهگشای خروج از این بن‎بست خواهد بود. چنانچه آرای ژیل دولوز آخرین متفکر ژرف‎اندیش نظریه فیلم این رهیافت را غنیمت می‎شمارد.