نوخاستگی نفس و بدن (مغز/ ذهن) از دیدگاه ملاصدرا و مایکل گزنیگا، بنیان‌گذار علوم شناختی

نویسندگان

1 دانشیار گروه علوم‌شناختی و روان‌شناسی دانشکده علوم‌تربیتی و روان‎شناسی دانشگاه فردوسی مشهد.

2 دانشیار گروه فلسفه دانشگاه فردوسی مشهد

3 دانش‌آموخته دکتری حکمت متعالیه دانشگاه فردوسی مشهد

4 دانشیار گروه فلسفه دانشگاه فردوسی مشهد

doi
0394
چکیده

انسان همواره در طول تاریخ زوایای وجودی خود را از ابعاد و طرق مختلف بررسی و کاوش کرده است. مسئله تعامل نفس و بدن از جمله مسائلی است که با پیشرفت علوم مختلفی چون علوم شناختی از حوزه فلسفه وارد علوم تجربی شده است. ملاصدرا این موضوع را به صورت ابتکاری با طرح مسئله حدوث جسمانی نفس بر مبنای اصول تشکیک وجود و حرکت جوهری پاسخ داده است. مایکل گزنیگا نیز به عنوان متخصص علوم اعصاب‌شناختی (Cognitive neuroscience) در صدد است با مطالعه مغز و ساختار آن در قالب دیدگاه نوخاسته‌گرایی به سؤال چگونگی تعامل مغز/ ذهن پاسخ دهد. در این نوشتار ابتدا دیدگاه نوخاسته‌گرایی بیان شده سپس سعی شده خوانشی از دیدگاه ملاصدرا در قالب نظریه نوخاسته‌گرایی ارائه شود و با دیدگاه نوخاسته‌گرایانه گزنیگا مقایسه گردد و در نهایت پس از مقایسه و تحلیل به ارزیابی دیدگاه آنان می‌پردازد.