واکاوی راهبردهای موثر بر تغییر برنامههای درسی در دانشگاهها و موسسات آموزش عالی(مطالعه کیفی)
نویسندگان
1
doi
چکیده
هدف پژوهش حاضر کاوش راهبردهای موثر بر تغییر برنامههای درسی در دانشگاهها و موسسات آموزش عالی با استفاده از روش پژوهش کیفی بود. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران دانشگاهی(روسا و معاونین دانشگاهها، روسا و معاونین دانشکدهها و مدیران گروهها)، متخصصین برنامهریزی درسی و سیاستگذاران در سطح کلان دانشگاهها و موسسات آموزش عالی بودکه بر مبنای نمونهگیری نظری، با 16 نفر در سه گروه فوق مصاحبه بهعمل آمد و دادهها از مصاحبهها استخراج شد. بهمنظور تحلیل دادههای حاصل از مصاحبه از روش کیفی گرانهیم و لوندمن استفاده شده است. نتایج تحلیل دادهها طی سه مرحله، کدگذاری باز، محوری و انتخابی ارائه شده است. نتایج پژوهش نشان داد چهار راهبرد در تغییر برنامههای درسی در دانشگاهها تأثیرگذار است. راهبرد اول، فرهنگی بود که شامل مولفههای پذیرش و باور، فرهنگ مشارکتی، کنشگری اعضای هیأت علمی و ایجاد دانش برنامه درسی است. دومین راهبرد موثر بر تغییر برنامههای درسی راهبرد قانونی شامل ابعاد قوانین و مقررات، امکانات و منابع، ساختار سازمانی و استقلال دانشگاهی بود. سومین راهبرد، مدیریتی بود که در برگیرنده مولفههای پاسخگویی، تفویض اختیار، آموزش ذینفعان و سیاستگذاری کلان است. چهارمین راهبرد موثر بر تغییر برنامههای درسی، راهبرد محیطی شامل نقش دولت، عوامل فرهنگی و اجتماعی و عوامل اقتصادی بود. در مجموع میتوان نتیجه گرفت دانشگاهها ناگزیر به پاسخگویی به چالشهای حاصل از تغییرات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی پیرامون خود هستند و برای تحقق این موضوع باید برنامههای درسی کارآمد و بروزی داشته باشند. بنابراین ضروری است به تغییر و اصلاح برنامههای درسی فعلی بپردازند. تغییر برنامههای درسی نیز بدون در نظر گرفتن راهبردهای فرهنگی، قانونی، مدیریتی و محیطی عملاً فعالیتی فاقد کارایی و اثربخشی لازم خواهد بود.