غربت‌گزینی و روح الینه شده در درون‌مایۀ شعری «شیرکو بی‌کَس» و «معروف رصافی»

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

3 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات عربی دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

doi
10.22059/jor.2020.297006.1944
چکیده

«شیرکو بی­کَس» شاعر بلندآوازۀ کُرد و «معروف رصافی» شاعر مشهور عرب از شعرای معاصر عراق در قرن بیستم هستند که غربت­گزینی در اشعارشان نمودی خاصّ دارد. افزون بر غربت روحی نشأت­گرفته از شرایط زندگی شخصی، دو شاعر از اغتراب اجتماعی ـ سیاسی و زمانی و به تبع آن از اغتراب مکانی رنج می­برده­اند. از آن روی که تاکنون جستار مستقلّی به بررسی و تحلیل تطبیقی پدیدۀ غربت­گزینی در شعر رصافی و بی­کَس نپرداخته است، لذا نگارندگان در پژوهش حاضر برآن­اند تا به بررسی تطبیقی غربت­گزینی در شعر دو شاعر بپردازند. مسألۀ بنیادین پژوهش حاضر این است که پدیدۀ غربت­گزینی، چگونه و در چه قالب­هایی در سروده­های دو شاعر، نمود یافته و با چه مفاهیمی پیوند خورده است؟ جهت بررسی این مسأله، نگارندگان از روش توصیفی ـ تحلیلی مبتنی بر بررسی بُن­مایه­های جامعه­شناختی سروده­های دو شاعر بهره گرفته­اند. اغتراب روحی، اجتماعی و سیاسی نشأت­گرفته از هژمونی بیگانگان و فرومایگان، ناخرسندی از اقامت در وطن، ناکامی و دَرهَم­شکستگی، خفقان و فقدان آزادی، بیداد، تباهی اخلاق و معیارهای اصیل، سرخوردگی از بی­اعتنایی مردم به ندای روشنگرانه، اندوه برخاسته از واپسگرایی، حسرت بر زوال سرزمین مادری و کهن­الگوهای اصیل، دو شاعر را به انزوا سوق داده است؛ همچنان­که از اغتراب زمانی ناشی از ناخرسندی از زندگی و مصیبت­های روزگار و اشتیاق بازگشت به گذشته و غربت مکانی حاصل از دوری از وطن رنج می­برده­اند. در مقایسه با رصافی، نگاه شیرکو به مسائل جهانیِ برآمده از اندوه و غربت دامنۀ وسیعتری را در بر می­گیرد. در میان مفاهیم متعلّق به غربت­گزینی، وطن جلوه­گاه خاصّی دارد که سایر عناصر برانگیزندۀ اغتراب را تحت­الشّعاع قرار داده است زیرا وطن کانون و نقطۀ عطفی است که سیر تمام مسائل اجتماعی، سیاسی، زمانی و مکانی و احساس غربت برآمده از آن در شعر دو شاعر، پیرامون آن می­گردد.