فرصتی برای پرداختن به مفهوم برنامهریزی در ایران
نویسندگان
1 استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران
2 کارشناسی ارشد اقتصاد، دانشکده اقتصاد، دانشگاه تهران
3 استاد دانشکده اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبائی؛
4 کارشناسی ارشد اقتصاد، دانشکده اقتصاد، دانشگاه تهران
doi
چکیده
هدف از پژوهش پیشرو ارائه تعریفی از برنامهریزی براساس مبانی نظری نهادگرایی و مدل «چهار سطح تحلیل اجتماعی» ویلیامسون است. سؤال اصلی تحقیق این است که برای اینکه یک برنامهریزی بهطور مطلوب تهیه، تدوین و اجرا شود؛ چه الزاماتی باید داشته باشد و چه موانعی در جهت تحقق آن قرار دارد؟ آنچه این تحقیق را نسبت به کارهای انجام گرفته متمایز میکند، توجه به مبانی برنامهریزی مشارکتی و رویکرد پایین به بالا و استفاده از ادبیات نهادگرایی و نوع نگاه آنان برای ارائه نگرشی از یک فرایند برنامهریزی مطلوب است. بهطورکلی آنچه باعث شده تا این مسئله دغدغه ما قرار گیرد این است که بهرغم سابقه طولانی در امر برنامهریزی، نظام برنامهریزی ایران کمتر به تبیین برنامهریزی به شیوه پایین به بالا و با استفاده از مشارکت اعضای جامعه پرداخته است و بیشتر به برنامهریزی به صورت مرکزی و بالا به پایین نگاه کرده است. لذا این تحقیق با عنایت به این موضوع و برداشتی که نهادگرایان از عملکرد اقتصادی دارند، نگرشی از برنامهریزی مشارکتی را به همراه الزامات تحقق آن و موانع عدم تحقق ارائه کرده است. براساس شاخصهای بهدست آمده از این الزامات، توصیه میشود برای رسیدن به اهداف توسعهای مورد نظر این تحقیق، از این نوع نگرش برنامهریزی که دارای رویکردی مشارکتی و پایین به بالاست، به جای رویکرد متعارف و موجود استفاده شود.