بررسی دیدگاه هومی بابا و ادوارد سعید دربارۀ هویت ”در هم آمیختۀ“ مهاجر و امکان مقاومت و عاملیت انسانی

نویسندگان

1 دکتری زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

2 استاد زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

doi
10.22059/jor.2020.286987.1887
چکیده

پدیدۀ مهاجرت و مخصوصا هویت فراملی مهاجر در مطالعات پسااستعماری جایگاه ویژه­ای دارد. دور افتادن مهاجر از وطن و قرار گرفتن او در بطن فرهنگ بیگانه باعث می­شود در وی هویتی ”در هم آمیخته“ شکل بگیرد که تقابل بین خودی و دیگری و دیگر تقابل­های دوگانه را زیر سوال می­­برد. بنابراین، هویت ”در هم آمیختۀ“ مهاجر می­تواند دیدگاه­های سنّتی رایج دربارۀ هویت را به چالش بکشاند و عامل تغییر و مقاومت در برابر ایدئولوژی­های نژادپرستانه و ملّی­گرایانۀ افراطی باشد. در این مقاله، با بررسی دیدگاه دو متفکر پیشرو در مطالعات پسااستعماری، هومی بابا و ادوارد سعید، به شباهت­ها و تفاوت­های نظرات آن­ها دربارۀ قابلیت­های ضد استعماری هویت مهاجر و امکان مقاومت و عاملیت از سوی او پرداخته­ایم. این بررسی نشان می­دهد، نگاه پساساختارگرا و خوش­بین بابا دربارۀ نحوۀ شکل­گیری هویت مهاجر همخوانی چندانی با واقعیت­های زندگی مهاجران و میزان مقاومت از سوی آن­ها ندارد. اما سعید رویکردی التقاطی به پدیدۀ مهاجرت دارد و قابلیت­های هویت مهاجر را بیشتر از منظر انسان­گرایی مورد بررسی قرار می­دهد. از همین­روی دیدگاه­های وی کاربردی­تر و در انطباق نزدیکتری با واقعیت هستند.