تحلیلی روانشناسانه از دو مجموعه داستان قصههای مجید و نیکلا کوچولو
نویسندگان
1 دانشیار زبان وادبیات فرانسه، دانشکده زبانها و ادبیات خارجی دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استاد زبان وادبیات فرانسه، دانشکده زبانها و ادبیات خارجی دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jor.2022.338562.2269چکیده
هدف پژوهش حاضر، تحلیل و بررسی روانشناسانۀ شخصیتهای داستانی در قصههای مجید نوشتۀ هوشنگ مرادی کرمانی و نیکلا کوچولو نوشتۀ رنه گوسینی فرانسوی است. در این تحقیق سعی بر آن است که با تکیه بر نظریههای روانکاوی، همچون ساختار ذهن مشتمل بر «نهاد»، «من»، «فرامن»، «منِ ایدهآل»، «ایدهآلِ من» و همچنین همانندسازی به مثابهی مکانیسمی دفاعی، به درکی عمیقتر از شخصیتهای این قصهها برسیم. هریک از این ساختارها مظهر بخشی از دنیای پیچیدۀ ذهن و وجود آدمی هستند. «نهاد»، «من» و «فرامن» شخصیت انسان را شکل میدهند و همواره در حال کشمکش هستند. «نهاد» لذتجوست و «فرامن» به دنبال سرکوب خواستهها و لذتجویی «نهاد». «من» کشمکشهای میان «نهاد» و «فرامن» را کنترل میکند. «من ایدهآل» به مفهوم ارزیابی آگاهانۀ فرد از خویش است، ولی «ایدهآل من» آن بخش از وجود فرد است که میل دارد به آن دست یابد. همانندسازی نوعی مکانیسم دفاعی برای مدیریت تنشهای درونی و بیرونی است. شخصیتهای اصلی این داستانها قابلیت انطباق با این بخشها را دارند و میتوانند معرف کارکردهای اجزای ساختار ذهن باشند. این پژوهش به تحلیل این دو مجموعه داستان بر مبنای این رویکرد اختصاص دارد.