فراتحلیل چالشهای محیط آموزش عالی در قرن بیست و یکم بهعنوان الگوی جهتگیری برنامههای درسی
نویسندگان
1 دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
doi
چکیده
هدف این پژوهش شناسایی چالشهای محیط آموزش عالی در قرن بیستویک و الزام جهتگیریهای برنامه درسی بر اساس آنها بود. در پژوهش حاضر از رویکرد کیفی و از روش تلفیقی (سنتز پژوهی) استفاده شد. جامعهی آماری شامل مبانی نظری و پژوهشی داخلی و خارجی مرتبط و در دسترس که از شروع قرن بیستویک تاکنون (2016-2001) در حیطه موضوع مورد مطالعه به انجام رسیده و همچنین مطالعاتی که قبل از شروع قرن 21 در راستای هدف پژوهش بودند در دو مرحله جمعآوری و از طریق نمونهگیری هدفمند و معیار اشباع نظری دادهها، انتخاب گردیدند. تجزیهوتحلیل دادهها از طریق تحلیل محتوا با استفاده از رویکرد جامع (کمی، کیفی) انجام گرفت. در بخش کمی از روش توصیفی و قالب مضامین و در بخش تحلیل محتوای کیفی از روش قیاسی و با استفاده از شبکه مضامین دادهها تحلیل گردید. همچنین جهت بررسی اعتبار دادهها از تحلیل مقایسهای، بازبینی و تطابق دادهها با منابع اطلاعاتی و جهت برآورد قابلیت اعتماد دادهها و الگوی پیشنهادی از روش مرور همتا و نظرسنجی متخصصین استفاده گردید. درنهایت، یافتهها هشت مؤلفهی بحران زیستمحیطی، کیفیت، یادگیری مادامالعمر، فناوری اطلاعات و ارتباطات، آموزش توده، خصوصیسازی، جهانیشدن و بینالمللی سازی، عناصر برنامه درسی آموزش عالی را بهعنوان چالشهای محیطی آموزش عالی در قرن بیست یکم معرفی و در چهار بٌعدکلی شامل،1- بُعد دسترسی 2- بُعد پاسخگویی 3- بٌعد یادگیری فناورانه 4-بٌعد برنامه درسی پویا، ترکیب نموده و ابعاد الگوی جهتگیریهای برنامه درسی آموزش عالی با توجه به این فراترکیب توسط شبکهی مضامین ترسیم گردید.