دموکراسی ادبی در آواز‌های مالدورور

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فرانسه، دانشکدة علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران.

2 مدرس گروه مترجمی فرانسه، دانشکدة ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.

doi
10.22059/jor.2020.308957.2037
چکیده

به باور ژاک رانسی­یر، فیلسوف هم­روزگار فرانسوی، دموکراسی ادبی در سدة نوزدهم و به­ویژه در پیوند با ژانر رمان به­وجود آمده است. این جستار می­کوشد تا با تکیه بر تعریفی که برخی فیلسوفان معاصر از دموکراسی می­دهند، این انگاره را در آوازهای مالدورور، یکی از متن­های شاعرانة نیمة دوم سدة نوزدهم بررسی کند. پژوهش حاضر نشان می­دهد این متن تاج قدرت را از سر چه انگاره­هایی پایین می­کشد، چه انگاره­هایی را در کانون توجه قرار می­دهد، و پیامد چنین اقدامی چه خواهد بود. در حقیقت، این متن می­تواند نمونة بارزی از یک متن ادبی دموکراتیک به­شمار رود چه با گستراندن انگاره­هایی چون برابری، آزادی و گفتگو به قدرت بسیاری از انگاره­های ادبیات اقلیت «نخبه» پایان می­دهد و طرح ادبیاتی نو را درمی­اندازد. این متن هرگونه مرزبندی میان ژانرهای ادبی، از یک سو، و ادبیات خواص و ادبیات عوام، از سوی دیگر، را از میان برمی­دارد و خوانشی فعالانه از خوانندة خود می­طلبد.