نقد نگره تفکیکی در تبیین باور فطری به خدا

نویسندگان

1 دانشیار گروه منطق فهم دین پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

2 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد دانشگاه باقرالعلوم .

doi
0290
چکیده

از باور فطری به خدا، تقریرها و تفسیرهای متعددی ارائه شده است. یکی از این تقریرها، تفسیر باور فطری به معرفت قلبی است که نه از سنخ علم حضوری و شهودی است و نه از سنخ علم حصولی؛ بلکه معرفتی است که خداوند در جان و قلب انسان به ودیعه گذاشته شده و صنع او می‏باشد. این تقریر که توسط طرفداران رویکرد تفکیکی ارائه شده است، از لحاظ مبانی، محتوا و روش با ایرادهای مختلفی نظیر تعطیل عقل از شناخت حصولی خداوند، انکار علم حضوری به خدا و نظایر آن مواجه است و درنهایت نمی‌تواند معیاری برای توجیه باور فطری به خدا ارائه دهد. در مقاله حاضر سعی شده است با روش توصیفی تحلیلی و با هدف تبیین و بررسی انتقادی این دیدگاه، به ارائه دیدگاه مختار بپردازد. در تقریر مطلوب، باور فطری به خدا به معنای باور قلبی و از سنخ علم حضوری خواهد بود. در علم‌ حضوری به دلیل اینکه‌ علم‌ عین‌ واقع‌ است‌، خطا در آن راه‌ ندارد و در مقام اثبات و توجیه نیز «خودموجه» می‌باشد.