نقد و بررسی نظریه بازگشت به سنت در معنویت گرایی سیّاره ای

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری تصوف و عرفان اسلامی دانشگاه ادیان و مذاهب

2 استادیار گروه دین شناسی دانشگاه ادیان و مذاهب

doi
0690
چکیده

معنویّت‎گرایی سیّاره­ای، انسان امروزی را انسان رشدیافته در فضای مدرنیته می­داند؛ فضایی که اگرچه در قالب یک پروسه عظیم، شکوه و جلال خاصی در عرصه تکنیکی داشته است، حفره­هایی بیش از حفره­های انسان دوران ماقبل مدرنیته پدید آورده است. تمام تلاش این نوع معنویت­گرایی به این است تا راه حلی برای درمان بیماری و آسیب­های ناشی از پروسه مدرنیته که بر پیکر انسان وارد شده، پیدا کند. راه حلی که این نوع معنویت‎گرایی پیشنهاد می­کند، اهتمام و تمرکز بر معنویتی است که در پرتو نظریه بازگشت به سنت و امر باطنی مشترک در افسون‏زدگی جدید به دست می­آید. نظریه بازگشت به سنت که به عنوان آرمانی برای رهایی انسان سیاره­ای در دوران مدرنیته پیشنهاد می­شود، پر است از نکات تأمل‎برانگیز، ایهام و ابهامات متفاوت. علاوه بر اینکه تبیین درستی از مفهوم سنت، روح و معنویت ارائه نمی­دهد، دچار یک نوع تکثرگرایی سنتی و سنت‏زدگی افراطی می­شود که با طرح راهبرد هستی‎شناسی درهم شکسته و افسون‌زدگی جدید حاصلی جز تولید معنویت‎گرایی نویی از جنس معنویت­های غیرهویتی و شریعت‌گریزِ خودساخته ندارد.