واکاوی پیشایندها و پسایندهای ظرفیت جذب دانش در صنعت بیمه

نویسندگان
doi
10.22056/ijir.2026.03.03
چکیده

پیشینه و اهداف: به‌دلیل ماهیت داده‌محوری و دانش‌پایه بودن کسب‌وکار بیمه، توسعة این صنعت از مسیر ارتقای ظرفیت جذب دانش شامل کسب، تحلیل، ترکیب و به‌کارگیری دانش می‌گذرد. به‌رغم اهمیت جذب دانش در توسعة رقابت‌پذیری و ارتقای کیفیت خدمات بیمه‌ای، ارتقای ظرفیت جذب دانش به‌مثابة تلاشی نظام‌مند و یکپارچه، مغفول مانده است. ازاین‌رو، هدف این پژوهش شناسایی و تبیین پیشایندها و پسایندهای ظرفیت جذب دانش در صنعت بیمة ایران است. روش‌شناسی: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شده است. داده‌ها از طریق تحلیل اسناد و متون تخصصی مرتبط با تجربه‌های مدیریتی، ساختارهای سازمانی و تحولات دانشی صنعت بیمة ایران گردآوری شد. فرایند تحلیل داده‌ها در چهارچوب مدل پارادایمی شامل شرایط علّی، عوامل زمینه‌ای، شرایط تعدیل‌گر و پیامدها صورت گرفت و مضامین پایه، سازمان‌دهنده و کلان به‌صورت نظام‌مند استخراج شدند. به‌منظور افزایش غنای تحلیلی و اعتباربخشی تفسیری، یافته‌های پژوهش با مطالعات داخلی و بین‌المللی حوزة ظرفیت جذب دانش مقایسه شدند.یافته‌ها: نتایج نشان می‌دهد که فشارهای محیطی، دانشی و حرفه‌ای صنعت بیمه، همراه با نگرش‌های مدیریتی ناپایدار، ساختارهای سازمانی کمتر دانش‌محور و نقش تعیین‌کنندة نهاد ناظر، از مهم‌ترین شرایط علّی و زمینه‌ای شکل‌گیری ظرفیت جذب دانش در این صنعت به‌شمار می‌روند. در مقابل، ماهیت خاص دانش بیمه‌ای، ضعف زیرساخت‌های فنّاورانه و داده‌محور، مقاومت‌های فرهنگی و تصمیم‌گیری‌های سلیقه‌ای به‌عنوان عوامل تعدیل‌گر، شدت و مسیر تحقق این ظرفیت را محدود می‌سازند. در بخش پیامدها، برخلاف ادبیات غالب که ظرفیت جذب دانش را عمدتاً محرک نوآوری‌های جهشی می‌داند، یافته‌ها حاکی از آن است که در صنعت بیمة ایران پیامدهای ظرفیت جذب دانش بیشتر در قالب بهبود عملکرد بیمه‌گری، ارتقای کیفیت تصمیم‌گیری مدیریتی، توسعة تدریجی دانش و فنّاوری، افزایش رقابت‌پذیری، تقویت چابکی شناختی و بهبود تجربة مشتری نمود می‌یابد.نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که ظرفیت جذب دانش در صنعت بیمة ایران اگرچه از نظر مفهومی با ادبیات بین‌المللی همسو است، اما از حیث نحوة تحقق و نوع پیامدها ماهیتی تدریجی، فرایندی و به‌شدت وابسته به زمینة نهادی و مقرراتی دارد. این نتایج تأکید می‌کند که تعمیم سادة الگوهای رایج ظرفیت جذب دانش به صنایع خدماتی تنظیم‌گری‌شده می‌تواند گمراه‌کننده باشد و توسعة این ظرفیت در صنعت بیمه بیش از آنکه متکی بر نوآوری فنّاورانه سریع باشد، مستلزم تقویت یادگیری سازمانی، انسجام مدیریتی و نگاه دانشی نظام‌مند است.