تطبیق الگوهای راهبرد همرقابتی از صنایع دیگر به اکوسیستم پلتفرمی صنعت بیمه: مروری نظاممند
نویسندگان
doi
10.22056/ijir.2026.03.06چکیده
پیشینه و اهداف: همرقابتی با ایجاد تعادل میان همکاری و رقابت، امکان بهرهگیری از منابع مشترک و حفظ تمایز رقابتی را همزمان فراهم کرده و در اکوسیستمهای کسبوکار امروز به عاملی کلیدی برای رقابتپذیری پایدار تبدیل شده است. همرقابتی در صنعت بیمه در ادبیات موجود در حوزة همرقابتی چندان مورد توجه نبوده و در ایران نیز هیچ پژوهشی در این حوزه صورت نگرفته است. بهطور خاص در زمینة همرقابتی در اکوسیستمهای پلتفرمی صنعت بیمه نیز پژوهشی یافت نشد. هدف از این پژوهش آن است که با انجام مروری نظاممند، ضمن پر کردن شکاف پژوهشی در این حوزه، برخی مضامین مطرح در راهبرد همرقابتی در صنایع و حوزههای همجوار استخراج و الگویی برای تطبیق با اکوسیستم پلتفرمی صنعت بیمه ارائه شود.روششناسی: در این پژوهش که به روش مرور نظاممند انجام شده است، ابتدا 140 منبع یافت شدند و پس از 2 مرحله غربالگری، 27 مقاله با روش مرور نظاممند بررسی شدند. سپس الگوهای یافتشده در این مقالات به روش تحلیل مضمون تحلیل و در نهایت الگویی برای تطبیق در اکوسیستم صنعت بیمه ارائه شده است.یافتهها: یافتههای این پژوهش شامل 175 مقولة منحصربهفرد از مرور نظاممند بود که به روش تحلیل مضمون در نهایت 6 مضمون اصلی (شامل 17 مضمون فرعی) استخراج شدند: محرکها (فشارهای محیطی، انگیزههای سازمانی و اهدافی مانند نوآوری و تسهیم ریسک)، انتخاب الگوی همرقابتی (ساختاری، پویا و حوزهای)، سازوکارها (اتحاد استراتژیک، تسهیم منابع، مدلهای پلتفرمی باز)، مدیریت تنشها (تنشهای ذاتی، رویکرد مدیریت تنش، نقش رهبری)، ابعاد راهبردی (سطوح همرقابتی، راهبردهای انطباقی، رویکردهای ارزشآفرینی) و پیامدها (سازمانی، شبکهای و اکوسیستمی). یعنی به نظر میرسد در سازمانهایی که راهبرد همرقابتی را انتخاب میکنند، چنین مضامینی مطرحاند و در این حوزهها مسائلی وجود دارد.نتیجهگیری: مرور تطبیقی بهکارگیری راهبرد همرقابتی در صنایع دیگر نشان میدهد که با بومیسازی، این الگوها به صنعت بیمه قابل انتقالاند؛ اما باید با حساسیت به دادههای بیمهای، مقررات سختگیرانه و روابط بلندمدت، با این صنعت تطبیق یابند. پیشنهادهای پژوهش برای بهبود همرقابتی در پلتفرمهای بیمهای شامل شش محور است: (1) حکمرانی همرقابتی با مدلهای ترکیبی، پروتکلهای استاندارد تسهیم داده و حضور همة ذینفعان؛ (2) زیرساختهای مشترک مانند بسترهای فنّاورانه باز، هستة فنّاوری مشترک و پروژههای تحقیق و توسعه؛ (3) یادگیری و نوآوری مشارکتی از طریق مراکز نوآوری، طرحهای پایلوت و مکانیسمهای انتقال تجربه؛ (4) مدیریت تنشها با آموزش رهبران، کنترل جریان اطلاعات و تسهیم گزینشی دانش؛ (5) مدلهای ارزشآفرینی شامل بستههای مشترک، تقسیم سود و همآفرینی تجربة مشتری؛ (6) نقش نهاد ناظر در ایجاد مشوقها، تدوین قوانین پیشگیرانه و حمایت از بازپیکربندی زنجیرة ارزش.