«معشوق» آینه‌ای با بازتاب درونمایه‌های عاشقانه آراگون در «آیدا در آینه» شاملو

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی. دانشگاه بوعلی سینا. همدان. ایران

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی. دانشگاه بوعلی سینا. همدان. ایران

doi
10.22059/jor.2021.311443.2062
چکیده

بررسی وجوه مشترک اندیشه­های بشری در آثار جوامع مختلف به مدد ادبیات تطبیقی به عنوان یکی از گونه­های مهم نقد ادبی امروزه بیش از قبل شناخته شده است. در پژوهش پیش­رو به بررسی تطبیقی دورنمایه­ی عاشقانه­های دو اثر «آیدا در آینه» از احمد شاملو و «چشم­های الزا» مجموعه­ای از اشعار عاشقانه لویی آراگون از آثار مختلف او ، همراه با شواهد شعری خواهیم پرداخت. قرابت میان برخی درونمایه­های­ عاشقانه دو شاعر نشان دهنده­ی دغدغه­ها، عواطف و احساساتی مشابه شاعران است؛ آشنایی شاملو با آثار آراگون نیز سبب شده است تا زبانی مشابه در بیان احساسات شاعران نسبت به معشوق مشاهده گردد که منجر به تجلی درونمایه­هایی مشابه از قبیل: امیدواری عاشق، سرآمدن انتظار دیرپای عاشق، معشوق دلیل سرایش شعر از سوی شاعر­ و ... ، شده است. شباهت­ها، از سویی حاکی از وحدت موجود در میان اندیشه­های بشری و از سویی دیگر  بیانگر تأثیر و تأثر شاعران ملل مختلف بر اندیشه­ی یکدیگر است که گاه به سبب اقتباس در معنای صحیح آن «نظیره­ سازی» و گاه توارد می باشد.