مدلسازی مفهومی ارتباط بین اقدامات مدیریت پروژه و ظرفیت جذب دانش در بستر اقتصاد دانشبنیان (مورد مطالعه: شرکتهای دانش بنیان پروژهمحور)
نویسندگان
1
2
3 دانشگاه علم و صنعت ایران
doi
10.22091/ise.2026.14663.1113چکیده
با توجه به پررنگ شدن نقش محوری دانش و فناوری در رشد و توسعه اقتصادی کشورها، امروزه اقتصاد دانشبنیان جایگزین اقتصاد منبعمحور شده است. یکی از مهمترین ارکان اقتصاد دانشبنیان، وجود شرکتهای دانشبنیان است که شکلگیری، بقاء و توسعه آنها مستلزم بهرهگیری از سازوکارهای جذب و خلق دانش است. با توجه به ماهیت پروژهمحوری محصولات فناورانه و دانشبنیان در این شرکتها، در بسیاری از مواقع دانش تخصصی برای هر پروژه فناورانه وجود دارد اما مدیران آنها به دلیل نداشتن دانش مدیریت پروژه و یا غفلت از اقدامات لازم برای مدیریت پروژههای فناورانه، در جذب و بکارگیری دانش بیرونی نمیتوانند موفق عمل کنند. لذا هدف از این پژوهش، بررسی روابط بین ظرفیت جدب و اقدامات مدیریت پروژه در این شرکتهاست. با این وصف در این مطالعه ابتدا با بررسی ادبیات نظری و تجربی پژوهش اقدامات مدیریت پروژه بر اساس استاندارد پیکرهبندی مدیریت پروژه و ابعاد ظرفیت جذب دانش شناسایی شدند. سپس با استفاده از نتایج حاصل از پرسشنامه خبرهسنجی و روش مدلسازی ساختاری تفسیری، متغیرهای مربوطه دسته بندی، سطح بندی و روابط بین آنها تبیین شد. جامعه نظری پژوهش شامل خبرگان شرکتهای دانشبنیان استان کرمان و نمونه نظری هم شامل 20 نفر از خبرگان شاغل واجد صلاحیت است که در ده شرکت منتخبی که حاضر به همکاری بودند، بر اساس روش قضاوتی و هدفمند انتخاب شدند. یافتههای پژوهش نشان داد که در مدل ساختاری تفسیری چند سطحی حاصله، ظرفیت جذب دانش در بالاترین سطح، به عنوان متغیر وابسته و سه متغیر مدیریت یکپارچگی پروژه، مدیریت محدوده پروژه و مدیریت دینفعان پروژه در پایینترین سطح، به عنوان گروه متغیرهای مستقل و سایر متغیرها در سطوح میانی قرار گرفتند. ضمن اینکه هیچ متغیری در گروه متغیرهای خودمختار قرار نگرفت.