تحلیل نفس شناسانه و فقهی از تاثیرات ملاکات ارزشگذاری در تعادل قدرت خرید
نویسندگان
1
2 دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
3 دانشگاه آزاد اسلامی
doi
10.22091/ise.2025.12177.1011چکیده
این پژوهش به تبیین رابطه بین ملاکهای ارزشگذاری و تعادل قدرت خرید میپردازد. در نظام سرمایهداری، ارزشگذاری بر دو ملاک مطلوبیت و کمیابی استوار است که منجر به عدم تعادل قدرت خرید میشود. علت این عدم تعادل، نبود ملاک برای ادراک واقع در فهم مشترک افراد از عوامل تولید است. پژوهش حاضر با روشی تحلیلی-استنباطی و با رویکردی تلفیقی از نفسشناسی و فقه امامیه، به تبیین ملاکهای ارزشگذاری میپردازد. بر این اساس، چهار ملاک اصلی کار، زمان، مقدار و قابل استفاده بودن معرفی میشوند که از یکسو برآمده از حالات نفسانی (مصلحت، ارزش، حق و نیاز) هستند و از سوی دیگر در فقه امامیه مورد تأیید قرار گرفتهاند. یافتههای پژوهش نشان میدهد تبعیت از این ملاکها منجر به ثبات در ارزش کالاها و خدمات میشود و تغییر قیمتها تنها در صورت تغییر واقعی در عوامل تولید رخ میدهد. این نظام ارزشگذاری با ایجاد تعادل در قدرت خرید افراد، میتواند مشکلات اساسی اقتصاد معاصر مانند تورم، رکود و شکاف طبقاتی را حل کند. همچنین، با بررسی مسئله تسعیر با توجه به تغییر سیره عقلایی در شرایط معاصر، سازوکار عملیاتی برای اجرای این نظام ارائه شده است.