مرگ‌اندیشی از منظر اروین یالوم و تأثیر آن بر معنابخشی به زندگی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفه دین دانشگاه پیام نور تهران

2 دانشیار گروه فلسفه دین دانشکده الهیات دانشگاه تهران ، تهران، ایران

3 دانشیار گروه فلسفه دانشکده الهیات دانشگاه پیام نور اصفهان، ایران

4 دانشیار دانشکده الهیات، دانشگاه پیام نور اردبیل

doi
0588
چکیده

شیوه مواجهه آدمی با مقوله مرگ تأثیر شگرفی بر شیوه زیستن او دارد به‌گونه‌ای‌که می‌تواند انسان را به سوی زندگی اصیل و معنادار سوق دهد یا موجب یأس، ناامیدی و پوچی و بی‌معنایی زندگی باشد. در این مقاله ما با تأکید بر آرای یالوم به بررسی تأثیر مرگ‌اندیشی بر معناداری یا بی‌معنایی زندگی آدمی می‌پردازیم. رویکرد یالوم در این باب متأثر از برخی فیلسوفان اگزیستانس است. یالوم تلاش می‌کند به ما بیاموزاند چگونه با خیره‌شدن به مرگ و پذیرفتن واقعیت آن از زندگی تکراری و ملال‌آور هر روزی فاصله بگیریم. در پایان مقاله برخی از ملاحظات انتقادی در باب دیدگاه یالوم مطرح می‌شود . اساسی‌ترین ملاحظه این است که مرگ‌آگاهی گرچه به عنوان یک نوع آگاهی می‌تواند شرط لازم برای رسیدن به معنا باشد، ولی هرگز شرط کافی نیست. ضرورت و نگاه مثبت انسان به شرایط زندگی پس از مرگ می‏تواند موجب نوعی خوش‌بینی و امید نسبت به آینده زندگی باشد که چنین خوش‌بینی شرط معناداری زندگی است.