الزامات مبناگرایانه مصلحان فرهنگی در پرتو اسفار اربعه ملاصدرا
نویسندگان
1 استادیار گروه معارف اسلامی دانشگاه اصفهان
2 استادیارگروه معارف اسلامی دانشگاه اصفهان
doi
0988چکیده
نگرش کلنگر حکمت متعالیه از چنان جامعیتی برخوردار است که بر اساس آن قواعد این نحله فلسفی صلاحیت بهکارگیری در علوم بینرشتهای را دارا شده است. بررسی مسئله فرهنگ را میبایست از این سنخ موضوعات دانست. فرهنگ خود مقولهای بینرشتهای است که از درونمایهای اجتماعی، دینی و سیاسی بهره میگیرد. مسائل انسانی از قبیل ارزشها و ضد ارزشها در کانون توجه این حوزه قرار دارد. فرهنگ هر جامعه بسته به جهانبینی افراد آن جامعه متغیر است. اموری همچون ظلم و ستم، عدالت و بیعدالتی، دانایی انسانها و یا جهل به حقایق و مبارزه با کجاندیشیها در کانون توجه آن قرار دارد. حکمت متعالیه بهخصوص اسفار اربعه با قواعد الهی و فلسفی خود میتواند در این حوزه نقشآفرینی نماید. بر این باوریم که در اسفار اربعه اصولی نهفته که یک مصلح عرصه مسائل فرهنگی باید جهت موفقیت خود در اجتماع از نقش آنها مطلع باشد؛ به نحوی که بدون آگاهی از این امور هیچ موفقیت واقعی در عرصه فرهنگ حاصل نخواهد شد. هدف این پژوهش پاسخ به این پرسش است که کدامین مؤلفههای اسفار اربعه از الزاماتی است که مصلح اجتماعی در هدایت مردم بدانها نیازمند است. از نتایج این پژوهش که به شکلی بنیادین و با روش اسنادی تحلیلی به مقوله پیشفرضهای فرهنگی پرداخته، ارائه پارادایمی نو در بهتصویرکشاندن مسئله فرهنگ با پردازش اسفار اربعه ملاصدراست.