ارزیابی بنیان‌های معرفت‌شناختی نسبیت فرهنگی با تکیه بر نظریه فطرت

نویسندگان

1 استاد و عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی تهران

2 دبیر فلسفه و منطق شاغل در آموزش و پرورش بندپی شرقی(بابل) و دانشجوی دکتری دانشگاه تربیت دبیر شهیدرجایی تهران

doi
چکیده

نسبیت فرهنگی یکی از رایج ­ترین لوازم نسبیت­ گروی در معرفت­ شناسی شمرده می‎شود. بر اساس نسبیت فرهنگی، ارزش یک عنصر فرهنگی تنها در زمینه فرهنگی خاص قابل درک است. سه تقریر عمده از نسبیت وجود دارد: نسبیت مفهومی، نسبیت اعتقادی و نسبیت ارزشی- هنجاری. با تکیه بر معرفت­ شناسی و انسان ­شناسی فطری می­توان به ارزیابی تقریرات نسبیت پرداخت. تقریرات نسبیت از مبانی نادرست معرفت‏ شناختی در باب صدق نظیر شکاکیت یا انسجام و... تغذیه می­شوند و به خطای روش‏ شناختی مبنی بر خَلط نگاه توصیفی جامعه‎شناختی با نگاه تحلیلی فلسفی دچارند. با تکیه بر فطرت هم می‎توان از نوعی مبناگروی معرفتی مبتنی بر بدیهیات در حوزه معرفت دفاع کرد که تئوری مطابقت را ملاک صدق می­داند و از نوعی واقع‏ گرایی حمایت می‏کند و هم می‎توان از نوعی مبناگروی اخلاقی مبتنی بر بدیهیات در حوزه اخلاق دفاع نمود که به شیوه معقولی مشترکات معرفتی- اخلاقی جوامع و فرهنگ‏ های گوناگون را توجیه و تبیین می‌کند. تداوم تاریخی و گسترش جغرافیایی عناصر جهان‏ شمول فرهنگی چون حقیقت، معنویت، عدالت و آزادی فارغ از اشکال گوناگونش با محوریت فطرت انسانی، زمینه وفاق و همبستگی جوامع بشری را میسّر ساخته، نسبیت فرهنگی را به چالش می‏کشد.