تحول نظم فرهنگی در ماوراءالنهرِ سدة دهم هجری:گذار تیموری ـ شیبانی در جهان ایرانی

نویسندگان
doi
10.22034/chs.2026.578914.1164
چکیده

تاریخ‌نگاری عهد شوروی، در عین کم‌رنگ‌سازی پیوند ماوراءالنهر با جهان ایرانی، همواره میراث عصر ازبکی را با رویکردی نقادانه مورد بررسی قرار داده است. انگارة پذیرفته‌شدة «شکوه تیموری در برابر انحطاط گستردة ازبکی»، سرانجام با ظهور نسل جدیدی از پژوهشگران پساشوروی به چالش کشیده شد؛ رویکردی که نشان داد برخلاف روایت‌های غالب، منابع دست‌اول بر تداوم حضور میراث تیموری در ماوراءالنهر، به‌ویژه در عهد شیبانی، اذعان دارند. نوشتار حاضر در همین منظومة میراثی، ضمن تأیید تداوم عناصر تمدنی قرن نهمِ جهان ایرانی در ماوراءالنهر، ابهام دیگری را در چهارچوب فضای تاریخ‌نگارانة فوق مورد توجه قرار می‌دهد: چرا باوجود اشتراکات متعددِ تیموری ـ ازبکی، گذار به نظم شیبانی (در ماوراءالنهر)، متفاوت از تجربة صفویان (در ایران) و گورکانیان (در هند)، به صورت‌بندی جدیدی از شکوفایی و زایندگیِ فرهنگی نینجامید؟ بررسی این مسئله با روش تحلیل تطبیقی ـ تاریخی، دو سطح را از یکدیگر تفکیک می‌کند: نخست، سازوکارهایی که موجب شکوفایی میراث ایرانی در عهد تیموری شد و دوم، عواملی که در عهد شیبانی این فرایند را با اخلال مواجه ساخت. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که شکوفایی تیموری، حاصل پیوندی ساختاری میان اقتدار سیاسی، یکپارچگی جغرافیایی ـ فرهنگی، شبکه‌های شهری و نخبگانی، رقابت درباری و نوعی توازن میان نیروهای نظامی و دیوانی بود، اما در دورة شیبانی، دگرگونی در مبانی مشروعیت سیاسی، محدودشدن افق جغرافیایی حکومت، اختلال در شبکه‌های نخبگانی جهان ایرانی، غلبة رقابت‌های ایلی ـ نظامی بر رقابت‌های فرهنگی و تغییر کارکرد نهادهای توزیع قدرت، از بازتولید این سازوکارها جلوگیری کرد؛ درنتیجه، استمرار عناصر فرهنگی در این دوره، همیشه به‌معنای تداوم سازوکارهای زایندة تمدنی نبود.