کارکردهای خوراک و آداب و وسایل آن در تقدم نیازها و تمایزات اجتماعی ایران در عصر قاجار
نویسندگان
1
doi
10.22034/chs.2026.532195.1114چکیده
یکی از مهمترین نیازهای فیزیولوژیک بشر و در اصول هر موجود زندهای، نیاز به غذا است که فقدان آن میتواند باعث بیماری و سرانجام مرگ آنها شود. در دورة قاجار با توجه به خشکسالیها و قحطیهای رخ داده، دغدغة نخست بیشتر ایرانیان بهویژه طبقات محروم و فرودست جامعه، نان و خوراک بوده است، اما عدهای از اعیان و اشراف، که دلواپسی از بابت تأمین خوراک خود نداشتند، بیشتر درپی آن بودند تا از طریق امر خوراک و غذا، تشخّص ذاتی خود را به دیگر اقشار نشان دهند. این پژوهش درپی آن است تا با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استفاده از نظریة هرم نیاز مزلو، که نیازهای بشر را بهصورت هرمی طبقهبندی و اولویتبندی کرده و معتقد است تا زمانی که یک نیاز مقدّم و اساسیتر برطرف نشود نیازهای پس از آن مورد توجه انسان قرار نخواهند گرفت، پاسخی مناسب و درخور برای پرسشهای ذیل بیابد: نگاه طبقات فرودست جامعة ایرانی در عصر قاجار به مقولة خوراک چه بوده است؟ نگرش طبقات فرادست نسبت به همین امر چگونه بوده است؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد که فرودستان محروم از نان و خوراک و گرفتار در قید و بند این نیاز فیزیولوژیک، فرصت یا علاقهای برای توجه به جلب احترام دیگران و رعایت شأن خود از طریق رعایت تشریفات، تزئینات و تجملات در سفره نداشته و به سادگی، ارزانی و استفادة فوری از خوراک برای رفع نیاز گرسنگی روی میآوردند، اما برعکس فرادستان که نیاز غذایی خود را برآورده میدیدند، برای جلب احترام دیگران و نشاندادن شأن، منزلت و تشخّص خود به رعایت تشریفات در پذیراییها و بهکاربردن تزئینات و تجملات و ذائقة هنردوستی و زیباپسندی در سفرههای غذایی خود مبادرت میورزیدند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که فرودستان محروم از نان و خوراک، و گرفتار در قید و بند این نیاز فیزیولوژیک، فرصتی یا علاقهای برای توجه به جلب احترام دیگران و رعایت شأن خود از طریق رعایت تشریفات، تزئینات و تجملات در سفره نداشته و به سادگی، ارزانی و استفاده فوری از خوراک برای رفع نیاز گرسنگی روی میآوردند، اما برعکس فرادستان فاقد نیاز غذایی، برای جلب احترام دیگران و نشان دادن شأن، منزلت و تشخّص خود به رعایت تشریفات در پذیراییها و بکار بردن تزئینات و تجملات و ذائقه هنردوستی و زیباپسندی در سفرههای غذایی خود مبادرت میورزیدند.