تحلیل رمان «مردان آفتاب» از غسان کنفانی بر اساس نظریة مکانیسم دفاعی فروید

نویسندگان

1 استاد زبان و ادبیات عرب، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 کارشناس ارشد ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22059/jor.2020.309360.2042
چکیده

روان انسان به طور ناآگاهانه یا آگاهانه از ابزارهای مختلفی برای کنترل اضطراب، کاهش نگرانی‌ها و رسیدن به آرامش استفاده می‌کند که به آنها مکانیسم دفاعی می‌گویند. بررسی واکنشهای دفاعی، افزون بر آنکه زمینه را برای خودآگاهی درونی فراهم می‌سازد، فرصتی است برای شناخت سرچشمة رفتارها وگفتارهای ظاهری هر فرد. رمان «مردان آفتاب» [رجالٌ فی الشمس]، اثر غسان کنفانی در بیان وقایع اشغال فلسطین توسط صهیونیست‌ها در سال 1948 و تنیدگی‌های روانی ناشی از آن نوشته شده است. نویسنده در این رمان تاثیر اشغال، پیامدهای ناشی از جنگ همچون ترس و اضطراب و مکانیسم‌های دفاعی بدن در مقابله با دشمن را بیان می­کند. نگارندگان در این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی تدوین شده، کوشیده‌اند تا ضمن معرفی نظریة فروید و کارکرد آن به تحلیل جنبه­های روانشناختی رمان «مردان آفتاب» و واکنشهای قهرمانان آن در برابر حوادث ناگوار فلسطین بپردازند و توانایی داستان‌پرداز را در شکل دادن به نظام و ساختار روایی داستان مورد ارزیابی قرار دهند. از یافته‌های تحقیق چنین استنباط می‌شود که هر کدام از شخصیتهای داستان به تناسب حال و تیپ‌های شخصیتی خود از انواع مکانیسم‌های دفاعی برای کاهش اضطراب و نگرانی خود استفاده کرده‌اند.