بازنمایی روانزخم در داستان کوتاه «منظرهای با اتوی چُدنی» اثر هاروکی موراکامی
نویسندگان
1 استاد زبان و ادبیات انگلیسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
doi
10.22059/jor.2020.288882.1895چکیده
هدف این مقاله بررسی نحوهی بازنمایی فرایند روانزخم و پیامدهای آن در داستان کوتاه «منظرهای با اتوی چُدنی» نوشتهی هاروکی موراکامی است. از نظر کروت روانزخم زمانی روی میدهد که رویداد آسیبزا یک لحظه دیرتر و قبل از درک آگاهانه تجربه شود. در حقیقت ذهن آن رویداد را در لحظه تجربه میکند، اما درک نمیکند. درک رویداد آسیبزا تنها در زمان و مکان دیگر و پس از تحمیلهای مکرر و ناخودآگاه خاطرهی آن میسر میگردد. روانزخم سازوکار تجربهی ذهن را نقض میکند و گویی خویشتنِ فرد را میشکافد و به دو نیم تقسیم میکند: نیمهی قبل از روانزخم و نیمهی بعد از آن. واکنش افراد مختلف به روانزخم متفاوت است، اما به زعم ژیژک هر نوع رویارویی با رویداد آسیبزا به نتیجهی واحدی منجر میگردد که همانا خلق سوژهی پساترومایی است. سوژهی پساترومایی سوژهی جدیدی است که با گذشتهی خود بیگانه است. موراکامی در داستان کوتاه مذکور با استفاده از نمادها و جابهجایی زمانی و مکانی به بازنمایی مهمترین فرایند روانزخم و پیامد فقدان انگیزه برای زندگی میپردازد.