بررسی تطبیقی سیاست خارجی عربستان سعودی در قبال حکومت اول و دوم طالبان

نویسندگان
doi
10.22034/imrl.2025.526138.1317
چکیده

عربستان سعودی، به دلیل تاریخ دیرینه، اماکن مقدس مکه و مدینه، ذخایر نفتی، روابط با آمریکا، و نفوذ سیاسی-ایدئولوژیک، بازیگری کلیدی در غرب و جنوب آسیا است. سیاست خارجی این کشور در قبال افغانستان، به‌ویژه طالبان، تحت تأثیر عوامل داخلی و خارجی و نیازمند مدیریت دقیق روایت‌های رسانه‌ای است. عربستان در دوره حکومت اول طالبان ( ۱۹۹۶-۲۰۰۱) آن را به رسمیت شناخت و روابط نزدیکی داشت، اما پس از بازگشت طالبان در ۲۰۲۱ ، از به‌رسمیت شناختن رسمی خودداری کرده است. این مقاله بررسی می‌کند که سیاست عربستان در قبال دو دوره طالبان چه بوده، تابع چه عواملی است، و چگونه در فضای رسانه‌ای بازنمایی شده است. با استفاده از نظریه‌های واقع‌گرایی (برای کنش‌های سیاسی-امنیتی) و سازه‌انگاری (برای تحلیل هویتی-ایدئولوژیک) و روش مقایسه‌ای و کیفی-تحلیلی، پژوهش نشان می‌دهد که در دوره اول، هویت و هنجارهای مشترک (سلفی-وهابی) روابط را تقویت کرد و رسانه‌های سعودی (مانند العربیه) آن را توجیه کردند. اما در دوره دوم، ملاحظات واقع‌گرایانه (منافع ملی، رقابت با قطر و ایران، و فشارهای جهانی) رویکرد محتاطانه‌ای را رقم زد. رسانه‌های سعودی با پرهیز از واژگان جنجالی و تأکید بر دیپلماسی بشردوستانه، تصویری مسئولانه از ریاض ارائه داده‌اند. عربستان با حفظ ارتباطات محدود، از به‌رسمیت شناختن طالبان اجتناب کرده و بر جنگ روایت‌ها تمرکز دارد تا وجهه بین‌المللی خود را حفظ کند