مبانی هستی شناختی قرآنی و برایند آن در سیاست اسلامی از منظر علامه طباطبایی (ره)

نویسندگان

1 استادیار گروه مطالعات و تفسیر ترتیبی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی. abedi.mehr@yahoo.com

doi
چکیده

مبانی هر مکتبی در نوع پاسخ­های آن به مسائل زندگی ازجمله حیات سیاسی تأثیرگذارند و اتخاذ هر مبنا استلزامات خاص خود را می­طلبد. در این میان مبانی هستی­ شناختی دارای جایگاه خاصی است و پذیرش هر نوع مبنای هستی­ شناختی، اثری متناسب در چگونگی پاسخ به مسائل سیاسی دارد. بر این ­اساس مسئله این است که «مبانی هستی­ شناختی» از منظر قرآن کریم کدام ­اند و پذیرش آنها چه برون‏دادهایی در تدبیر حیات سیاسی الزام می­کند؟ به نظر می­ رسد اهم مبانی هستی‏ شناختی از منظر قرآن کریم را در عناوینی چون «مخلوق­ بودن هستی، فقر نظام هستی، قانون­مندی تکوینی، ابزارانگاری هستی، تداوم هستی پس از مرگ، مادی و فرامادی‏ بودن هستی» بتوان یافت و نوع پاسخ­ها به مسائل سیاست در اسلام متأثر از پذیرش این مبناهای قرآنی، متفاوت از پاسخ­ها در مکاتب دیگر با مبناهای خاصشان خواهد بود. از مهم­ترین نتایج پذیرش این مبانی می­توان به برون‏داهایی چون «معناداری عبادت و اطاعت در حیات سیاسی، تناسب حق و تکلیف سیاسی با مخلوق­ بودن هستی، اثرپذیری حیات سیاسی از قوانین تکوینی و ثابت هستی، اثرپذیری قدرت از وابستگی و نیاز هستی به خالق در تقنین سیاسی، پذیرش دخالت علل غیرمادی در حیات سیاسی، آخرت­محوری در سیاست و...» اشاره کرد. این تحقیق با روش تحلیل و تفسیر آیات قرآن کریم سامان می‏یابد و علاوه بر استناد به منابع تفسیری مختلف، به ‏طورویژه از تفسیرالمیزان علامه طباطبایی به عنوان یکی از معتبرترین منابع دستیابی به تفسیر صحیح آیات قرآن کریم در مسیر دستیابی به مبانی هستی­ شناختی مذکور و نیز برون‏دادهای سیاسی آنها بهره می­برد.