تحلیلی بر چرایی غیبت جغرافیای زنانه در جغرافیای ایران
نویسندگان
doi
10.30465/ws.2026.52738.4471چکیده
جغرافیای زنانه را باید یکی از مهمترین رویکردهای نظری و کاربردی در علم جغرافیا دانست که در چند دهه اخیر موفق شده است با نظریهها و دیدگاههای انتقادی خود آموزش و پژوهش این علم و کاربرد آن را در توسعه پایدار انسانی تحت تأثیر قرار دهد. با وجود گذشت حدود چهار دهه از معرفی جغرافیای زنانه، این گرایش مطالعاتی نه تنها جایگاهی متناسب با اهمیت خود در جغرافیای ایران به دست نیاورده است، بلکه به صورت عینی هیچ رد و نشانی از این گفتمان جغرافیایی در مطالعات علمی در ایران وجود ندارد. پژوهش حاضر با استفاده از روششناسی پدیدارشناسی هرمنوتیک و جغرافیای فمینیستی به تحلیل چرایی غیبت جغرافیای فمینیستی در مطالعات جغرافیایی ایران میپردازد. پژوهش حاضر نشان میدهد که غیبت جغرافیای زنانه در ادبیات جغرافیایی ایران را باید تحت تأثیر دو مؤلفه دانش-قدرت و همچنین تفوق رویکردهای اثباتگرایانه در علم جغرافیا دانست. ساختارهای قدرت علمی و تکیه افراطی بر رویکردهای کمّی و اثباتگرایانه در علم جغرافیای ایران نه تنها جغرافیای زنانه، بلکه دیگر نظریههای انتقادی و پژوهشهای جغرافیای تاریخی- اجتماعی را نیز به حاشیه مطالعات جغرافیایی در ایران سوق داده است، امری که در نهایت باعث تضعیف بنیادهای علم جغرافیا و کاربرد آن در توسعه پایدار انسانی ایران شده است.