تحلیل تماتیک رمانهای زننوشت دهۀ۱۳۷۰بر اساس رویکرد براون و کلارکمطالعۀ موردی:انگار گفته بودی لیلی،چهلسالگیوجزیرۀ سرگردانی
نویسندگان
doi
10.30465/ws.2026.52814.4479چکیده
دهه هفتاد شمسی دورهای است که نویسندگان در ایران با حضوری گستردهتر و با رویکردی انتقادیتر به بازنمایی تجربه زیستۀ زنان پرداختند. مسئلۀ پژوهش، تحلیل نظاممند الگوهای معنایی مشترک میان رمانهای زننوشت این دوره است. هدف این تحقیق، شناسایی و مقایسۀ تمهای مشترک و متمایز در سه رمان شاخص زننوشت دهۀ هفتاد- انگار گفته بودی لیلی ، نوشتۀ سپیده شاملو، چهلسالگی، نوشتۀ ناهید طباطبایی و جزیرۀ سرگردانی، نوشتۀ سیمین دانشور- است. این رمانها در فضایی مشترک شکل گرفته و هر سه به مسائلی چون هویت زنانه، عشق، سرگردانی، سنت و مدرنیته پرداختهاند. پژوهشِ پیشِرو با بهرهگیری از روش تحلیل تماتیک براون و کلارک ۲۰۰۶ و با تمرکز بر جملات کلیدی و اظهارنظرهای صریح شخصیتها یا راوی، به کشف مضامین مشترک و متفاوت سه رمان میپردازد. یافتهها نشان میدهد مضامینی چون «بحران هویت»، «قدرت و جنسیت»، «عشق و معنای زندگی»، «سرنوشتباوری و اعتراض به جبر»، و «تعارض سنت و مدرنیته» در هر سه اثر حضوری پررنگ دارند. در عین حال، هر رمان با توجه به زبان و سبک نویسنده، زاویۀ خاصی از تجربۀ زن ایرانی را در دهۀ هفتاد بازتاب میدهد. نتیجه پژوهش نشان میدهد رمان زننوشت دهۀ هفتاد تحت تأثیر گفتمانهای مردسالار، تجربۀ فردیت مدرن و اضطرابهای تاریخی پس از انقلاب و جنگ شکل گرفته است