ضعف ساختاری نظریه عقلانیت و معنویت

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی

doi
چکیده

نظریه عقلانیت و معنویت تلاش دارد با پیوند میان معنویت و عقلانیت، رنج‏های بشری را چاره کرده، آرامش برای انسان هدیه آورد؛ هدفی که دین را- به جهت ناتوانی از شناخت رنج‏های اصلی بشر و راه علاج آنها در دنیای معاصر- از تأمین آن ناتوان دیده، معنویت را در عصر حاضر جایگزین مناسب آن می‏داند. این رویکرد به عنوان یک نظریه طبعاً باید از چارچوب و ساختار صحیح برخوردار باشد و تأکید زیاد نظریه‎پرداز بر عقلانیت که شامل عقلانیت گفتاری است، انتظار می‏رود ساختار عقلانی و منسجم دور از ایهام و ابهام داشته باشد؛ اما این انتظار از نظریه برآورده نشده و در موارد متعدد با ضعف، نارسایی و ابهام مواجه است. مفاهیم عقلانیت، معنویت و رنج که مهم‏ترین مفاهیم در این نظریه هستند، تعریف روشنی ندارند یا دچار ابهام و ایهام‏اند و ابعاد مختلف آنها تبیین نشده‏اند یا با تعاریف ناسازگار در نظریه مواجه‏ایم. برخی از مدعیات اصلی نظریه، ناتمام و ناقص رها شده یا دلیلی برای آنها اقامه نشده است و مهم‏تر اینکه در تضاد با مدعیات دیگری هستند که در نظریه ارائه شده‏اند و همه این موارد، نظریه را از درون با چالش‎های جدی مواجه می‏سازد.