سنجش تأثیر کارایی بر ارزشافزوده در واحدهای صنعتی منتخب ایران (موردکاوی: بنگاههای با اشتغال ۱۰ نفر و بیشتر)
نویسندگان
1 استادیار گروه اقتصاد، واحد کرمان، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمان، ایران
2 دانشجوی دکتری اقتصاد، گروه اقتصاد، واحد کرمان، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمان، ایران
3 دانشیار گروه اقتصاد، واحد کرمان، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمان، ایران
doi
10.30473/jier.2026.75832.1513چکیده
پژوهش حاضر به بررسی اثر شاخصهای کارایی فنی، اقتصادی و تخصیصی بر ارزشافزوده کارگاههای صنعتی منتخب دارای ده کارکن و بیشتر در ایران میپردازد. دادههای پانل این مطالعه برای دوره زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ و در قالب ۲۴ زیربخش صنعتی، بر اساس طبقهبندی ISIC و با استفاده از آمارهای طرح صنعتی مرکز آمار ایران گردآوری شده است. نمونهگیری به روش طبقهبندیشده انجام شده و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران تعیین گردیده است. چهار زیربخش با بیشترین سهم در اشتغال و ارزشافزوده، شامل فرآوردههای غذایی، آشامیدنیها، پوشاک و منسوجات برای تحلیل تفصیلی انتخاب شدهاند. برای استخراج شاخصهای کارایی از رهیافت تحلیل مرز تصادفی (SFA) و برای تحلیل پویای روابط کوتاهمدت و بلندمدت از مدل خودرگرسیونی با وقفههای توزیعی (ARDL) استفاده شده است. نتایج برآورد نشان میدهد که هر سه شاخص کارایی در بلندمدت تأثیر مثبت و معناداری بر ارزشافزوده دارند، بهطوریکه افزایش کارایی فنی و اقتصادی بیشترین نقش را در ارتقای عملکرد بخش صنعت ایفا میکند. در کوتاهمدت نیز اثرگذاری این شاخصها مثبت ولی ضعیفتر بوده و ضریب تصحیح خطا منفی و معنادار است که بیانگر وجود رابطه تعادلی پایدار میان کارایی و ارزشافزوده در سطح زیربخشهای صنعتی میباشد. همچنین، ضرایب سرمایه (۰.۴۷) و نیروی کار (۰.۳۹) نقش اساسی این عوامل در تولید و رشد اقتصادی را برجسته میسازد. بهطور کلی، یافتهها که با نظریههای اقتصادی تولید همسو هستند، بر ضرورت اجرای سیاستهایی با هدف ارتقاء کارایی، سرمایهگذاری در زیرساختها و توسعه سرمایه انسانی بهعنوان محرکهای کلیدی بهبود عملکرد صنعتی کشور تأکید دارند.