تأثیر غنی‌سازی بستر دو گونه قارچ خوراکی صدفی با برخی مکمل‌های غذایی

نویسندگان

1 دانش‌آموخته کارشناسی‌ارشد بیماری‌شناسی گیاهی، گروه گیاه‌پزشکی، دانشکده تولید گیاهی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان ایران

2 نویسنده مسئول، دانشیار گروه گیاه‌پزشکی، دانشکده تولید گیاهی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان ایران.

3 استادیار گروه گیاه‌پزشکی، دانشکده تولید گیاهی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان ایران.

4 دانش‌آموخته دکتری بیماری‌شناسی گیاهی، گروه گیاه‌پزشکی، دانشکده تولید گیاهی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان ایران.

doi
10.22069/jopp.2025.23584.3251
چکیده

سابقه و هدف: قارچ‌های خوراکی صدفی Pleurotus spp.، دومین قارچ مهم کشت شده در سراسر جهان هستند که 25 درصد از کل تولید جهانی قارچ‌های خوارکی را به خود اختصاص داده‌اند. این قارچ‌ها از تجزیه‌کننده‌های اولیه هستند که به‌راحتی می-توانند روی منابع لیگنوسلولزی از جمله چوب‌های پوسیده و بقایای زراعی مانند کلش غلات و خاک اره و ... رشد کنند. بستر کشت و همچنین گونه قارچ می‌تواند یک عامل مهم در افزایش عملکرد قارچ، کیفیت آن در تبدیل زیستی و افزایش راندمان زیستی باشد. بستر کشت قارچ صدفی تعیین کننده میزان توسعه میسلیوم و میزان تولید و عملکرد قارچ است. بسترکشت نامناسب، باعث رشد غیر-معمول میسلیوم شده که منجر به کاهش ارزش غذایی قارچ و کاهش عملکرد می‌شود. نحوه آماده‌سازی بستر کشت و استفاده از مکمل‌های غذایی بر میزان عملکرد و کیفیت قارچ‌های خوراکی تاثیر گذار است. هدف از این آزمایش بررسی تأثیر بستر کشت و مکمل‌های غذایی از جمله سبوس گندم و آرد سویا بر بهبود عملکرد و رشد قارچ خوراکی صدفی Pleurotus florida و Pleurotus eryngii می‌باشد.مواد و روش‌ها: این تحقیق در سال 1399 در سالن پرورش قارچ خوراکی واقع در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان انجام شد. مایه تلقیح اولیه قارچ صدفی، گونه‌های Pleurotus florida (Mont) و P. eryngii از کلکسیون قارچ گروه گیاهپزشکی تهیه گردید. در این پژوهش از کلش گندم و خاک اره به عنوان بستر با نسبت‌های مساوی برای کشت قارچ خوراکی صدفی ارینجی و کلش گندم برای کشت قارچ صدفی فلوریدا استفاده شد. مکمل‌های غذایی شامل سبوس گندم و آرد سویا در پنج سطح (0، 2، 8، 12 و 20 درصد وزن تر بستر کشت) به بسترهای کشت اضافه شدند. این آزمایش با استفاده از طرح فاکتوریل در 4 تکرار صورت گرفت. تقریبا چهار هفته پس از کشت و پس از رسیدن کلاهک‌ها به اندازه مناسب، برداشت انجام شد و به‌منظور بررسی اثر مکمل‌های غذایی، عملکرد اولیه (فلش اول)، عملکرد کل (برداشت در سه مرحله)، تعداد اندام بارده، طول دوره پنجه‌دوانی، راندمان و میزان پروتئین در هر بستر کشت محاسبه گردید. عملکرد بر اساس وزن کل قارچ‌های برداشت شده از هر بلوک بستر در طی سه فاز رشدی مورد بررسی قرار گرفت. میزان پروتئین اندام بارده نیز با اندازه گیری نیتروژن به روش کجلدال محاسبه شد. یافته‌ها: در این پژوهش کوتاه‌ترین دوره رویشی و کمترین تعداد کلاهک در هر دو گونه قارچ، متعلق به تیمار آرد سویا 20 درصد بود. از طرفی بر اساس نتایج این پژوهش دوره رشدی گونه ارینجی کمتر از فلوریدا ثبت شد. بیشترین میانگین راندمان زیستی در گونه فلوریدا به تیمار سبوس گندم در سطح 20 درصد با میانگین 47/23 گرم تعلق گرفت. در هر دو گونه قارچ صدفی مورد مطالعه، کمترین راندمان زیستی متعلق به آرد سویا در سطح 20 درصد بود. مطابق نتایج به‌دست آمده، بیشترین میانگین عملکرد در قارچ صدفی فلوریدا در تیمار سبوس گندم با سطح 20 درصد ( 33/164 گرم) و کمترین آن در تیمار آرد سویا (41/65 گرم) مشاهده شد. بیشترین عملکرد در قارچ صدفی ارینجی در تیمار شاهد (29 درصد) و کمترین آن از تیمار آرد سویا در سطح 20 درصد به‌دست آمد. بالاترین درصد پروتئین (55 درصد) نیز در قارچ صدفی ارینجی با تیمار سبوس گندم حاصل شد.نتیجه‌گیری: در این پژوهش مکمل سبوس گندم نسبت به سایر مکمل‌ها از طول دوره رشد میسلیوم، راندمان زیستی، عملکرد بیشتری برخوردار بود.