زیبایی‌شناسی و هنر در افلاطون

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی

doi
چکیده

مدون‌ترین اندیشه‌های دورۀ باستان دربارۀ زیبایی‌شناسی در آثار افلاطون دیده می‌شود. زیبایی و هنر از نظر او، ارکان اصلی تربیت‌اند. افلاطون در موضوع زیبایی به دنبال خاستگاه عینی زیبایی است؛ چیزی که همۀ زیبایی‌ها از آن برخوردارند. به باور او، بیان ماهیت زیبایی دشوار است و موفقیت در این زمینه، امکان فهم زیبایی آفریده‌های انسانی راآسان خواهد کرد. او در تحلیل و بیان حقیقت زیبایی، آن را تناسب و هارمونی، انطباق با فرهنگ یونان، سودمندی و لذت نمی‌داند؛ بلکه زیبایی را امری فراحسی و عینی می‌داند که نهایت سیر سالکان و زیبایی‌ها به آن می‌انجامد و چنین زیبایی سرمدی، مطلق و فی‌نفسه و همان ایده و منشأ زیبایی است که به عالم مثل تعلق دارد و اشیای زیبا به اندازۀ بهره‌مندیشان از آن، زیبا هستند. او در تحلیل زیبایی به عشق نیز توجه دارد و در مقولۀ هنر نیز هنرها را تقلید از روگرفت می‌داند.