تعدیل اثرات ناشی از کم‌آبی در گیاه نخود علوفه‌ای (.Pisum arvense L) با کاربرد کودهای آلی و آبیاری تکمیلی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه لرستان، خرم‌آباد، ایران.

2 دانش‌آموخته کارشناسی‌ارشد دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران

3 نویسنده مسئول، استاد دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران.

doi
10.22069/jopp.2025.22473.3147
چکیده

سابقه و هدف: گیاهان خانواده بقولات به دلیل محتوای پروتئین بالا و تثبیت زیستی نیتروژن نقش بسزایی در تأمین نیازهای غذایی جوامع بشری از لحاظ کمّی و کیفی را دارا هستند. تنش کم‌آبی از مهم‌ترین پارامترهای محدودکننده رشد و تولید گیاهان محسوب می‌شود. بسیاری از فرآیندهای فیزیولوژیکی در گیاهان از جمله فعالیت آنزیم‌ها، ثبات غشاء، فتوسنتز، تنفس، جذب یون، متابولیسم کربوهیدرات‌ها و مواد مغذی و در نهایت رشد در اثر تنش خشکی مختل می‌شوند. انجام آبیاری تکمیلی و استفاده از کودهای آلی یکی از روش‌های مهم در راستای کاهش اثرات سوء ناشی از تنش خشکی و جلوگیری از صدمات ناشی از کاربرد بی‌رویه کودهای شیمیایی می‌باشد. هدف از اجرای این تحقیق، کاهش مصرف کودهای شیمیایی و بهره‌گیری از کودهای آلی و همچنین درک نحوه تاثیر آبیاری تکمیلی در شرایط دیم بر خصوصیات نخود علوفه‌ایی بود.مواد و روش‌ها: در این پژوهش تأثیر کودهای آلی (کاربرد ورمی‌کمپوست به مقدار ده تن در هکتار، کاربرد کود گاوی به مقدار بیست تن در هکتار و عدم کاربرد کود آلی (شاهد)) و آبیاری تکمیلی (یک بار آبیاری در مرحله پنجاه درصد گلدهی، دو بار آبیاری در مراحل پنجاه درصد گلدهی و پنجاه درصد غلاف‌دهی و بدون آبیاری (شاهد)) بر خصوصیات مورفوفیزیولوژیک و مؤلفه‌های پر شدن دانه گیاه نخود علوفه‌ای مورد بررسی قرار گرفت. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه مرکز خدمات کشاورزی کره‌سنی شهرستان سلماس در استان آذربایجان غربی در سال 1401 اجرا گردید. یافته‌ها: تنش کم‌آبی در مقایسه با شرایط یک ‌بار و دو بار آبیاری تکمیلی میزان پرولین برگ‌ها را به ترتیب 2/42 و 7/48 درصد افزایش و محتوای کلروفیل کل را به ترتیب 3/40، 3/50 درصد، محتوای کاروتنوئید را 7/46 و 9/58 درصد، میزان قندهای محلول را 3/32 و 7/36 درصد، سرعت پر شدن دانه را 6/16 و 3/31 درصد و نیز عملکرد دانه را 1/28 و 5/57 درصد کاهش داد. از طرفی کاربرد کودهای دامی و ورمی‌کمپوست نسبت به عدم کاربرد کود (شاهد) محتوای پرولین را به ترتیب 5/20 و 6/40 درصد، میزان قندهای محلول را 6/43 و 1/49 درصد، کلروفیل کل را 7/28 و 3/37 درصد، میزان کاروتنوئید را 2/86 و 2/85 درصد، سرعت پر شدن دانه را 6/44 و 2/49 درصد و همچنین عملکرد دانه را 8/39 و 8/81 درصد بهبود بخشید. تأثیر مثبت ورمی‌کمپوست و کود گاوی بر عملکرد دانه را هم در شرایط تنش (بدون آبیاری) و هم در شرایط آبیاری تکمیلی می‌توان به بالا بودن سرعت پر شدن دانه و نیز بهبود سایر صفات مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی نسبت داد. نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد کاربرد کودهای گاوی و ورمی‌کمپوست می‌توانند تا حدودی اثرات زیان‌بار ناشی از تنش خشکی را از طریق کاهش آسیب به رنگیزه‌های فتوسنتزی در اثر تنش اکسیداتیو و نیز افزایش سنتز اسمولیت‌های سازگار از قبیل پرولین و قندهای محلول تعدیل نمایند و بنابراین می‌توان کاربرد این کودها و نیز اعمال یک‌ بار و دو بار آبیاری تکمیلی را در جهت بهبود عملکرد و اجزای عملکرد نخود علوفه‌ای تحت شرایط دیم توصیه کرد.