نقش مدیریت زراعی بر میزان مصرف انرژی و انتشار گازهای گلخانه‌‌ای در مزارع گلرنگ (Carthamus tinctorius L.)

نویسندگان

1 دانشیار گروه علوم و مهندسی خاک، دانشکده کشاورزی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

2 استاد گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده علوم و مهندسی کشاورزی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.

3 دانش‌آموخته کارشناسی‌ارشد اکولوژیک (اگرواکولوژی)، دانشکده علوم و مهندسی کشاورزی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

4 نویسنده مسئول، استادیار گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده علوم و مهندسی کشاورزی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.

5 دانشیار گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده علوم و مهندسی کشاورزی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.

doi
10.22069/jopp.2024.22274.3128
چکیده

مقدمه: در سال‌های اخیر ارزیابی انرژی ورودی و خروجی و پتانسیل گرمایش جهانی در بین محققان بخش کشاورزی جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده است. مدیریت صحیح در انتخاب روش‌های مناسب عملیات زراعی باعث کاهش مصرف سوخت، انرژی و کاهش تولید گازهای گلخانه‌ای در تولید محصولات کشاورزی می‌شود. به همین منظور این مطالعه با هدف ارزیابی میزان تولید، بهره‌وری انرژی و انتشار گازهای گلخانه‌ی گیاه گلرنگ در شرایط خاک‌ورزی حفاظتی و مصرف کود اجرا گردید.مواد و روش‌ها: آزمایش به‌صورت کرت‌های خرد شده در قالب طرح پایه بلوک‌های کامل تصادفی با 3 تکرار و به‌صورت دیم انجام شد. تیمارها شامل سامانه‌های خاک‌ورزی (خاک‌ورزی رایج، خاک‌ورزی کاهشی و بی‌خاک‌ورزی) به‌عنوان عامل اصلی و کود NPK، در چهار سطح صفر، 33، 66 و 100 درصد به‌عنوان عامل فرعی بودند. طرح شامل سه بلوک اصلی (هر بلوک برای یک تکرار) بود. هر بلوک به سه کرت اصلی (هر کرت اصلی برای یک عملیات خاک‌ورزی) تقسیم شد. فاصله بین هر بلوک 3 متر و فاصله بین کرت‌های اصلی 2 متر در نظر گرفته شد. در هر کرت اصلی چهار کرت فرعی وجود داشت که فاصله هر کرت فرعی 1 متر در نظر گرفته شد. مساحت کرت اصلی 21×15 متر و مساحت هر کرت فرعی 5/4×15 متر بود. کاشت گلرنگ در ردیف‌هایی با 5 خط کاشت با فاصله ردیف 50 سانتی‌متر و فاصله بین بوته‌ها 10 سانتی‌متر انجام شد. مقدار بذر مصرفی گلرنگ 8 کیلوگرم در هکتار بود. در تمامی مراحل کاشت، داشت و برداشت، کلیه مدیریت‌های کشاورزی بر اساس مدیریت متعارف منطقه و با روش کشاورز انجام شد تا تمامی نهاده‌ها و خروجی‌ها به مزرعه اندازه‌گیری شود، پس از ثبت دقیق اطلاعات، ابتدا کلیه نهاده‌ها (کودها، سموم شیمیایی، سوخت، بذر، نیروی انسانی و غیره) به میزان انرژی و سپس به میزان گازهای گلخانه‌ای تبدیل شدند قبل از تجزیه واریانس داده‌ها، آزمون نرمال بودن داده‌ها انجام شد. در این تحقیق برای مقایسه میانگین از آزمون LSD در سطح احتمال 5 درصد استفاده شدنتایج و بحث: نتایج نشان داد که اکثر صفات مورد بررسی تحت تأثیر سیستم خاک‌ورزی، کود و اثر متقابل آن‌ها قرار گرفتند. بیشترین عملکرد دانه گلرنگ (1956 کیلوگرم در هکتار) مربوط به نسبت کودی 33 درصد و خاک‌ورزی مرسوم و کمترین عملکرد دانه (1162 کیلوگرم در هکتار) مربوط به کشت بدون خاک‌ورزی است. در بررسی انرژی‌های ورودی مشخص شد که بالاترین سهم مربوط به سوخت (50 درصد) و نیروی انسانی (8/24 درصد) بود که در اثر کاربرد خاک‌ورزی حفاظتی و مصرف کود سهم این دو کاهش یافت. بالاترین بهره‌وری انرژی در تولید دانه گلرنگ (28/0 کیلوگرم در مگا ژول) از خاک‌ورزی کاهشی و عدم مصرف کود حاصل شد. در بین نهاده‌های مورد استفاده، کود فسفات بیشترین تولید گاز دی‌اکسیدکربن، کود اوره بیشترین تولید گاز متان و سوخت‌های فسیلی بیشترین تولید گاز اکسید نیتروژن را سبب شدند و در تمام سطوح کودی و سیستم‌های خاک‌ورزی بالاترین میزان تولید این گازهای گلخانه‌ای نیز مربوط به این نهاده‌ها بود.نتیجه‌گیری: تغییر سیستم خاک‌ورزی باعث افزایش بهره‌وری انرژی در تولید گیاه گلرنگ شد. اگرچه استفاده از کود نیتروژن باعث افزایش میزان تولید گیاه گلرنگ شد، اما به دلیل استفاده 100 درصد از کود مورد نیاز گیاه، بهره‌وری کاهش یافت. همچنین خاک‌ورزی حفاظتی باعث کاهش تولید گازهای گلخانه‌ای در تولید محصولات زراعی می‌شود.